ضرورت بود ، يكى از پنج كس ، و از هفت كس ، روا باشد .
و در هدى سنت روا بود كه جمعى شريك شوند ، چون اهل يك خوان باشند .
و مستحب است كه بدست خود كشند ، و روا نباشد كه چيزى از آن بجزار دهند ، و بقصاب بر سبيل اجرت .
ايام نحر و قربان در منى چهار روز است : روز عيد است ، و سه روز ديگر پس از آن ، و در غير منا سه روز . و كشتن هدى در تمامى ذو الحجه روا باشد .
و هر كه هدى نيابد ؛ بهاى او بگذارد تا بخرند ، و از براى وى بكشند . و اگر نتواند ، سه روز در حج روزه دارد ، و هفت روز باز گردد در مقام خويش .
( معتقد الاماميه ص 328 ، 329 ) .
هَدىِ تَمَتُّع هَدىِ إِفراد هَدىِ قِران
رجوع به هدى شود .
هذا
- ( اصطلاح ادبى ) اسم اشاره است .
رجوع باسماء اشارت شود .
الهُذَيليَّه
- ( اصطلاح كلامى ) از فرق معتزلهاند .
اين فرقه از پيروان ابو الهذيل محمد بن الهذيل معروف به علاف مىباشند .
از بدعتها و اعتقادات او ، « قول به فناء مقدورات خداوندى پس از مدتى » مىباشد كه پس از آن حضرتش قادر بر چيزى نمىباشد و به همين دليل است كه گمان برند كه بهشت و جهنم فانىشونده است و اهل جنة و اهل آتش در آن قرار نمىگيرند و در اين حال فى الواقع خداى قادر بر زنده گردانيدن مردگان نمىباشد و عقايد ديگر ( از مختصر فرق بين الفرق ص 101 )
هِرْمس
- ( اصطلاح فلسفى ) كلمهء هرمس در تاريخ تمدن و فلسفه بسيار مورد بحث و فحص است و در باب هرمس و هرامسه و هرمس الهرامسه بحثها كردهاند اين كلمه در سخنان شيخ اشراق رمزى است از نفوس كليهء شريف .
( تلويحات ص 108 ) .
هَزَج
- ( اصطلاح ادبى ) در اصطلاح عروض هر بيتى است كه به هشت مفاعلين تمام شود .
هَزْل
- ( اصطلاح ادبى ) از محسنات معنويه است يعنى هزلى كه از وجد خواسته شود .
( از مطول ص 372 ) .
هَستى
- ( اصطلاح فلسفى ) وجود ، رجوع بوجود شود .
هُرُوس
- ( نجومى ) نام ديگر رامى است .
هَراران
- ( نجومى ) رجوع به تسر واقع شود .
ضبط دو كلمهء هروس و هراران معلوم نشد .
هِشاميَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از فرق كلامى اسلامند و پيروان هشام بن عمرو الفوطى بوند بنيانگذار اين فرقه يعنى هشام در باب قدر بيش از پيروانش مبالغت كند وى جايز نمىداند كه افعال مضاف به خدا شود و آياتى كه در اين باب آمده است بمانند
« ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ »
حمل بر معانى ديگر كند و بسيارى از عقايد و