تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2175

مساهمون:

ص٢١٧٥
كردن بجز حق است ظاهرا و باطنا . ( از كشاف ص 1532 ) . و دورى و جدائى و فراق از محبوب را گويند كه براى عاشق شيدا بسى تلخ و ناگوار است . جغتائى گويد :
شب هجرست و مرگ خويش خواهم گو بيا امشب * اجل روزى چو سويم خواهد آمد گو بيا امشب
و منظور اهل ذوق از اين اصطلاح سير الى الله است كه فرمود انى مهاجر الى رب سيهدين .
چنين دردى كه من دارم نخواهم زيست تا فردا * بيا بنشين كه جان خواهم سپرد امروز يا امشب
خاقانى گويد :
تبها كشم از هجر تو شبهاى جدائى * تبها شودم بسته چو لبها بگشائى الم يأن للهجران ان ينصرما * و للعود غصن البان ان يتضرما
امروز حلاوت معرفت ، فردا لذات مشاهدت . مردى پيش بو يزيد بسطامى گفت : چرا هجرت نكنى و به سفر بيرون نشوى تا خلق را فايده دهى . گفت : دوستم مقيم است و بوى مشغولم به ديگرى نمىپردازم ، آن مرد گفت : آب كه دير ماند بجاى خود بگندد ، بو يزيد گفت : دريا باش تا هرگز نگندى . ( از عده ج 2 ص 663 ) . و حقيقت هجرت آنست كه از نهاد خود هجرت كنى ، به ترك خود و مراد بكوبى قدم نيستى بر تارك صفات خود نهى ، تا مهر ازل از پرده‌بردارى و عشق لم يزل جمال خود بنمايد ، نيكو گفت آن جوانمرد كه گفت : نيست عشق لايزالى را در آن دل هيچ كار كو هنوز اندر صفات خويش ماندست استوار آن مهمتر عالم و سيد ولد آدم كه مقصود موجودات بود و نقطهء دايره حادثات پيوسته اين دعا كردى « اللهم لا تكلنا الى انفسنا طرفة عين و لا اقل من ذلك » ( عده ج 5 ص 473 ) . و گفته‌اند : هجرت دو است ، يكى ظاهر و ديگرى باطن ، اما هجرت ظاهر دو طرف دارد ، يكى آنكه از ديار و اوطان و اسباب خويش هجرت كند و بطلب علم شود و طرف ديگر آنست كه بطلب معلوم شود ، طالب علم در روش خودست و طالب معلوم در كشش حق ، آن كه هجرت ظاهر كند از خانه و شهر خويش وداع گويد و آنكه هجرت باطن كند ، دو كون و دو عالم را وداع كند . هجرت ظاهر موقت است و هجرت باطن مستدام ، هجرت ظاهر منزل عار است و هجرت باطن ترك اختيار ، هجرت ظاهر از مكه تا مدينه است ، حضرت رسول فرمودند : هجرت از كوى خفاست و به راه صفا ، موسى طالب علم بود ، بازماند و بار دگر طالب معلوم شد ، سى روز در انتظار سماع كلام حق بماند كه نه از تشنگى خبر داشت و نه از گرسنگى ، در هجرت باطن از نفس بدل رود و از دل بسر رود و از سر بجان رود و از جان به حق رود ، نفس منزل اسلام است ، دل منزل ايمانست ، سر منزل معرفت است ، جان منزل توحيد ، در روش سالكان از اسلام بايمان هجرت بايد و از ايمان به