تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2111

مساهمون:

ص٢١١١
علم عبارت از عدم غيبت شىء است از آن ذات مجرد . اين تعريف نيز حلال مشكل ما نخواهد بود مضافا اينكه خود همچنان احالهء بر مجهول است زيرا كه سؤال اساسى در اينجا اين است كه آيا حضور صورت اشياء و يا خود اشياء عند العقل و يا عند الذهن امكان دارد يا نه ، بعبارت ديگر حضور صورت اشياء به چيست ؟ به حضور كل خواص و فوائد و آثار احكام وجودى آنها است و يا صرفا حضور صورت اجمالى اشياء است ؟ آيا صرف حضور يك صورت صامت ناگويا را بدون اينكه آثار وجودى خود را كما و كيفا آشكار كند و آنچه در نفس الامر ميگذرد نشان داده و بنماياند ميتوان نام آن را علم گذاشت و اين غير از حرفى است كه سوفسطائيان گويند كه حس خطا مىكند و چه و چه ، زيرا ما اين را نگفتيم و حس را هم خطاكار ندانستيم البته به طور تسليم باصل موضوع و يا بطور قبول اصل موضوعى . ابو ريحان بيرونى فيلسوف و رياضىدان بزرگ اسلام روش كار منطقيان را درين باب مردود دانسته ، سخت بدانها حمله مىكند و گويد : اين اعتبارات و جهات كه در طرز تفكر منطقى وجود دارد دردى را دوا نمىكند ، از اينكه گفته شود فلان امر بالقوه معلوم است و بالفعل مجهول چه نتيجه‌اى ميتوان گرفت و چه معضلى را ميتوان حل كرد . وى در مقدمهء كتاب استخراج الاوتار از علم هندسه ستايش كرده است و گويد : اصول هندسى لااقل اين خاصيت را دارد كه علاوه بر شناخت مقادير و خواص اشكال انسان را از لحاظ دماغى نظم ميدهد و به نوعى از استدلال كه كمتر مبتنى بر حدس و گمان است آشنا مىكند و اگر احيانا انسان از طريقى بتواند به علم نسبى رهبرى شود همان روش و طريق استدلالات هندسى است ( رجوع شود به مجموعهء رسائل ابو ريحان - رسالهء افراد المقال فى امر - الضلال و رسالهء استخراج الاوتار چاپ حيدرآباد - 1367 ه . ق ) . وى پرسشهائى چند در برابر پور سينا قرار ميدهد و ازو ميخواهد كه طبق اصول منطقى كه بدان گرويده است پاسخ گويد . اساس همهء اين پرسشها بر اين است كه ميخواهد به پور سينا بنماياند كه صرف صورتهاى حاصلهء از اشياء بنزد عقل نمىتواند علم باشد و حقايقى را نمىتواند حل كند . قهرا ابو ريحان منكر اين مسأله نيست كه بحث آنها در ماهيت علم است كه چيست ؟ و مسأله خواص وجودى اشياء مرحلهء ديگرى است و آن مرحلهء تجربه و آزمايش است به منظور كشف خواص و آثار وجودى اشياء لكن اين مطلب را ميخواهد افاده كند كه بحث در ماهيت علم سرانجام به جائى نخواهد رسيد پس بهتر است كه راه عملىترى طى كنيم و ملاك و معيار درست‌ترى بيابيم و از جزئى به كلى رويم . من در محل خود اين نكته را تذكر دادم كه منطق و روش كار ارسطو با تمام ايراداتى كه بر آن وارد شده