تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2114

مساهمون:

ص٢١١٤
سرانجام از اين طرق بدست مىآيد دانشى است نسبى ، هم نسبته ؟ ؟ بافراد و هم نسبت به موضوعات و معلومات و تنها ظواهر و صفات ظاهرى و خواص جزئى امور براى انسانها روشن مىشود ، بالاخره گويد : نه محسوسات تو براى غير تو ميتواند بطور كامل حجت باشد و نه حدسيات و دريافتهاى حدسى تو . و بالاخره اين مسأله قابل توجه است كه آيا عقل محض بدون اينكه تأم با تجربه و يا استقراء و تمثيل باشد ميتواند مورد اعتماد واقع شود يا نه ؟

حدود و ارزش عقلِ محض

- سخن ما در ابتداى بحث همين بود كه عقل محض تا چه حد مىتواند ارزنده باشد ، و قضاوتهايى كه عقل محض در مورد صورتهاى حاصلهء بنزد خود مىكند تا چه حد مورد اعتماد است ، و از كجا معلوم كه حدس و وهم در بسيارى از مسائل مصاب نباشد . مسأله قابل ملاحظه‌تر اين است كه اغلب ما در معلومات يوميهء خود و حتى در بسيارى از مسائل دقيقه ، استقراء و تمثيل به كار برده و از راه نوعى تمثيل علم به آن حاصل ميكنيم و با وجودى كه همواره مورد اعتماد ما مجربات و تمثيلات است باز هم متوجه عقل محض مىشويم . اساس ايرادات ابو ريحان بيرونى بر پور سينا همين است ، وى عقل محض را با تمام قدوسيتش در دريافت اصول علمى نارسا ميداند و گويد حتى در قضاوتش نسبت به مواد و فراورده‌هاى حواس نيز اشتباه كار است . برهان ان و برهان لم - نتيجه اينكه قضاوتهاى عقل محص بويژه در جهت بررسى عليت‌هاى محضه و برهان لمى سخت در معرض خطا و اشتباه است ، و اين راه يعنى توسل ببرهان ( لم ) اعم از آنكه واسطهء در اثبات باشد يا واسطهء در ثبوت نه كميتى را روشن مىكند و نه كيفيتى را ، از علت چگونه ميتوان به معلول رسيد بجز اينكه ميتوان گفت هر علتى ناچار است از معلولى ، البته اين اصل مسلمى است كه باز مستند باصل تجربه و استقراء است و اصلى است كلى ، زيرا عليت هنگامى تحقق مىپذيرد كه معلولى باشد لكن حرف در اين جاست كه از كجا كه معلول اين علت خاص همين باشد كه احيانا من درك كرده‌ام و چيزى ديگر نباشد جان كلام در پيدا كردن رابطهء عليت است و همين امر است كه ما گفتيم يافتن رابطهء عليت بين اشياء در نهايت صعوبت و بلكه ناممكن است اگر منظور عليت تامه باشد . حتى با توجه به نكتهء كه در ابتداء بحث گفتيم هر موجودى در اين جهان معلول همه موجودات است هر امرى زاييدهء همهء امور است و بقول سعدى شيرازى . ابرو يا دو مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو نانى به كف آرى ، و بغفلت نخورى پس هيچ موجودى در عالم نمىتواند منقطع الارتباط از ساير موجودات باشد و بنا بر اين هيچ موجودى نمىتواند با قطع نظر از ساير موجودات عليت تامه داشته باشد ، علل تامه هر موجودى همهء موجودات‌اند ، نه يكى و نه دو تا و نه