توضيح زيادتر اينكه هر موجودى از موجودات عالم هستى معلول كل موجودات عالم هستى است ، نظام كلى و جملى جهان در خط خاصى قرار دارد كه همهء موجودات آن بر اساس قاعدهء فعل و انفعال و تأثير و تأثر رابطهء خاصى كه بطور قطع با واسطه يا بلا واسطه رابطه عليت و معلوليت است دارند و هيچ امرى ازين كوشش و كششهاى مداوم بيرون نيست و بالنتيجه هر امرى محصول همهء امور است و بعبارت ديگر هر موجودى هم بالقوه و هم بالفعل ميتواند مظهر و آينهء تمام نماى خواص وجودى همه امور باشد و بدين ترتيب احاطهء وجودى و علمى نامتناهى ازلى و ابدى لازم است تا علم و دانش مطلق به همهء امور و يا حتى يك امر حاصل شود و اين امر در حد قدرت و توانائى متناهى افراد نخواهد بود . گذشته ازين امر منشأ معرفت و شناسائى انسانها بجز حواس ظاهرى چيزى ديگر نيست ، كه اين تنها منشأ بقول سوفسطائيان يونان خود قابل خدشه است ، چه آنكه مدركات حسى افراد خود نسبى است و به گفتار شيخ شهاب الدين سهروردى در باب قياسات و حجتها ، دريافتهاى هيچ انسانى براى انسان ديگر حجت نيست و اصولا دريافتههاى هيچ شخصى با تمام خصوصيات قابل انتقال به ديگرى نمىباشد ( رجوع شود به مقالهء دوم از حكمة - الاشراق ) .
و اين معنى بجز گفتار شكاكان يونان و يا سوفسطائيانى است كه حس را خطاكار مىدانند و در نتيجه منشأ علم را مورد خدشه قرار ميدهند پس نتيجه آنكه حصول علم مطلق يعنى كشف تام ماهوى نسبت بهر چيزى نامقدور است .
بدون آنكه خواسته باشم افكار و آراء دانشمندان يونان را در اين باب برشمرده باشم و نقض و ابرامى كه نسبت بهر يك از عقايد اظهار شده است ايراد كنم بطور اختصار برگزار كرده بذكر آنچه مفيد است بسنده ميكنم و سپس پارهء از عقايد فلاسفه را بويژه نظر صدر الدين شيرازى ، معروف بملا صدرا را در باب علم و وجود ذهنى ذكر ميكنم . بطور كلى ميتوان در باب علم دو مذهب اساسى را نام برد :
يكى مذهب مشاء و ديگر مذهب اشراق ، گر چه مذهب سومى هم در اين ميان خودنمائى كرده است كه تأليفى از اشراق و مشاء باشد كه نمونه كامل آن ملا صدرا است .
اساس مذهب مشاء بر طبقه بندى علم است به تصور و تصديق و اينكه ماهيت آن عبارت از صورتهاى حاصلهء از اشياء است بنزد عقل ، جان كلام در اين جاست كه آيا صورتهاى موجودات بنزد عقل حاصل مىشود يا نه ؟ و بر فرض كه حاصل مىشود چگونه حاصل مىشود ؟ و آيا حصول صورتهاى اشياء بنزد عقل در حصول علم كافى است يا نه ؟
( رجوع شود به كشاف ج 2 ص 1052 و اسفار ج 1 ص 296 و حاشيه ملا عبد الله بر تهذيب المنطق تفتازانى ص 5 ) .
بحث اساسى اين است كه آيا صرف حضور و يا حصول صورتهائى از موجودات بنزد عقل و يا در قوهء دراكهء انسان علم
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2108
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٢١٠٨