تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2113

مساهمون:

ص٢١١٣
از قواى عقلى است كه عبارت از فكر و رويت و قوه تميز باشد . و يا بطريق برهان ضرورى است . و بهر حال غير از اين طرق راهى ديگر براى انسان در باب شناخت وجود ندارد . در جاى ديگر گويند : علم عبارت از صورت معلوم است در نفس عالم و ضد آن جهل است كه عدم اين صورت مذكور است . بطورى كه ملاحظه مىشود اين تعريفات و بيانات چيزى به وضع موجود انسان بجز تحريك حس كنجكاوى و آگاهى بيشتر از جهل و نادانى نمىافزايد . اينان اصول پرسشهاى فلسفى را در نه گونه خلاصه كرده‌اند و قهرا پاسخ به آن پرسش‌ها را هم ، اصول اين سؤالات كه عبارتند از : 1 - هل هو موجود ام لا - يعنى پرسش از وجود و عدم چيزى است . 2 - ما هو - كه سؤال از حقيقت چيز است كه مسأله حدود و رسوم بميان مىآيد . 3 - كم هو - كه پرسش از مقدار چيز است . 4 - كيف هو - كه پرسش از كيفيت چيز است . 5 - اى شىء هو - كه پرسش از فصول و ذاتيات چيزى است . 6 - اين هو - كه پرسش از مكان وجودى چيزى است . 7 - متى هو - كه پرسش از زمان وجودى چيزى است . 8 - لم هو - كه پرسش از چرائى چيزى است . 9 - من هو - كه پرسش از مشخصات چيزى و يا كسى است . ( رساله هفتم از جلد اول ص 198 ) . بطورى كه ملاحظه مىشود ، نهايت سخن در باب ماهيت علم انسانى ، به تعريفات و حدود و رسوم منتهى مىشود و سرانجام هنوز جاى اين پرسش باقى است كه آيا حدود معرفت انسان از اشياء و موجودات جهان چه اندازه است و تنها علم انسان محدود به ظواهر و صفات و خواص ظاهرى است و آن هم نسبى است و يا بكنه و حقايق اشياء هم ميتوان علم حاصل كرد . شهاب الدين سهروردى در ضابطهء هفتم در مورد بيان مواد قياسات گويد : در دانشهاى حقيقى فقط برهان به كار آيد و آن قياسى است كه از مقدمات يقينى مركب شده باشد و آنچه را بطور يقينى از مقدمات دريابيم يا اولياتند و آنها آن نوع معلوماتى است كه تصديق و حصول آنها موقوف به چيزى جز تصور حدود آن نباشد ، اين گونه دانشها اگر چه از راه كسب باشد باز هم جزء اوليات محسوب مىشود : و يا معلوماتى بود كه از راه مشاهدات بواسطهء قواى ظاهره و يا قواى باطنه حاصل مىشود البته بايد بدانى كه مشاهدات تو براى غير تو حجت نيست مادام كه شعور و مشاعر او نيز بمانند شعور و مشاعر تو نباشد و يا معلوماتى است كه از راه حدس حاصل شده است كه شامل مجربات ، استقراء و غيره است ، سپس به نقض و جرح مجربات و معلومات حاصلهء از استقراء مىپردازد كه خلاصهء كلام او اين است كه : دانش مطلق از اين گونه مقدمات حاصل نخواهد شد و آنچه
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2113 | سيد جعفر سجادى