است باز هم روش تعليماتى خوبى است ، روش كلاسه شده و منظم است ، در چرائيها كه سرانجام ممكن است به چگونگىها منتهى شود تنها راه است ، گر چه سرانجام آن ممكن است نتيجه مطلوب را ندهد ، لكن آيا راهى بهتر از اين تا كنون براى تعليمات نموده شده است ؟ گر چه راه استدلالى بقول عارفان راهى كوركورانه هم باشد باز هم تنها راه است .
و بهر حال من در مقاله اين راه كه راه تعليماتى ناميدم نه تحقيقاتى و بدين مانند كردم كه براى رسيدن بيك فضاى وسيع روشن ناگزير باشيم لنگ لنگان با كمك عصاى چوبين از دالان دور و دراز و تاريكى بگذريم و البته تنها راه همان باشد . و در هر حال راهى است كه در برابر هر دانشطلبى گذارده شده است و ناگزير بايد آن را طى كند . در كتاب كبرى منطق گويد : بر همه كس واجب است كه طرق انديشه و فكر كردن را بداند و طبق موازين و اصول منطق راه خطا را از صواب بازشناسد مگر آنان كه مؤيد من عند الله باشند .
اخوان الصفا گويند : هر آن كس كه بخواهد حقايق اشياء را بشناسد ناگزير بايد نخست از علل و اسباب موجودات جستجو كند .
( رساله نهم جلد سوم ص 325 ) .
اينان گويند : معرفت حقايق اشياء عبارت از همان معرفت حدود و رسوم آنهاست ، اشياء بر دو گونهاند : يكى مركبات و ديگر بسائط : اشياء مركبه هنگامى شناخته ميشوند كه اشياء بسيطه را بشناسيم و شناخت اشياء بسيطه به شناخت صفات ويژهء آنها است : از باب مثال گويند مثلا هرگاه گفته شود كه هيولى چيست ؟ و در پاسخ گفته شود :
جوهرى است بسيط و قابل صورتها ، مرتبهاى از معرفت حاصل شده است ، اگر گفته شود صورت چيست ؟ و گفته شود عبارت از ماهيت چيز است و همين طور مرتبهء از معرفت حاصل شده است اگر گفته شود جوهر چيست ؟ قهرا گفته مىشود امرى كه استوار بذات خود بوده باشد و قابل صفات باشد ، اگر گفته شود صفات چيست ؟ قهرا گفته مىشود معنائى است كه مورد دانش واقع مىشود و انسان از آن خبر ميدهد ، حال اگر گفته شود موجود چيست ؟ بناچار بايد گفته شود چيزى است كه با يكى از حواس ، آدمى آن را در مييابد و يا عقل او بدان رهبرى مىشود و سرانجام گويند هرگاه پرسيده شود عالم چيست ؟ ناچار پاسخ داده مىشود كه عبارت از امرى است متصور براى انسانها يعنى هر آنچه در تصور انسانها درآيد جزء عالم است و كل متصورات عبارت از عالم است و اگر گفته شود دانش چيست ؟
گفته مىشود صورت معلوم است در نفس عالم و هزاران پرسش و پاسخ ديگر كه همه اينها را دانش و علم نامند .
( رسالهء دهم جلد سوم ص 360 چاپ مصر 1928 ) .
در رساله چهارم ص 228 گويند :
هر يك از انسانها هرگاه چيزى را دريابد يافتهء او نيست مگر به يكى از سه راه .
يا بيكى از قواى حاسه است و يا بيكى
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2112
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٢١١٢