تكبير نيت قربت كند و بجز تكبيرة الاحرام چهار تكبير ديگر گويد و بعد از تكبير اول شهادتين گويد و بعد از تكبير دوم صلوات بر نبى بفرستد و بعد از تكبير سوم بر مؤمنان و مؤمنات دعا كند و بعد از تكبير چهارم دعا به هيئت حاضر مىكند اگر مؤمن يا مؤمنه باشد و دعاى مخصوص مستضعف را خواند اگر مستضعف باشد و در طفل براى والدين او دعا كند و براى هر تكبيرى دستها را بلند مىكند رجوع به صلاة ميت شود .
در معتقد الاماميه آمده است .
اما نماز مردگان پس از شستن و كفن كردن باشد . و شستن مرده و كفن كردن و نماز كردن بر وى و دفن كردن ، فرض على الكفاية بود ، يعنى : چون بعضى بدان قيام نمايند ، از ديگران بيفتد . و درين خلاف نيست .
و چون خواهند كه مرده را بشويند ، سنت بود كه وى را بر تختهاى نهند روى به قبله كرده ، و در زير سقفى گوى بكنند ، تا آب در وى رود ، و مرده شوى بر جانب راست وى بنشيند ، و هر دو دست وى و فرج وى بشويد ، آنكه وى را بر هيأت غسل جنابت سه بار بشويد : اول با آب سدر ، دوم به آب كافور ، سوم به آب خالص . و در بار سوم ، دست به شكم وى فرو نيارد . و آب را گرم نكند مگر كه از سرماى سخت ترسد .
و كسى را كه در جهادى لازم در معركه كشته باشند نشويند ، بلكه همچنان با جامعه وى را دفن كنند بىكلاه و پوستين و ايزار پاى . و اگر خون وى برين آمده باشد از وى دورى نكنند . مگر موزه كه بهر حال كه باشد از وى دورى كنند .
و پارهيى از اندام آدمى را نشويند .
مگر كه سينهء وى باشد ، آنكه شستن وى واجب بود ، يا در وى استخوانى بود .
و كودك كه از شكم بيفتد ، وى را نشويند ، مگر كه چهار ماهه بود يا زياده .
و اگر كسى را نيابند كه مرد را بشويد ، روا بود كه زن وى يا بعضى از زنان كه محرم وى باشند وى را بشويند . و اگر زن باشد ، شوهرش وى را بشويد ، يا يكى از مردان كه محرم وى باشند .
و اما كفن ، آنچه واجب است سه چيز است ازارى ، و پيراهنى ، و لفافهاى . و در حال ضرورت روا بود كه بيك پارچهء كرباس وى را كفن كنند . و سنت است كه لفافهاى و برد يمنى برين بيفزايند ، و عمامه و ران بند .
و كافور سيزده درهم و ثلثى ، و اگر نيابند يك مثقال كفايت بود . و اگر نيابد ، آن مقدار كه يافته شود بر سجدهگاه وى مالند ، و آن پيشانى بود ، و هر دو كف دست ، و هر دو سر زانو ، و سر انگشتان هر دو پاى . اگر احرام نگرفته بوده باشد .
مستحب است كه دو شاخ تر از درخت خرما اگر باشد ، و اگر نه از درختى ديگر ، در كفن وى نهادن ، در ازاى هر يكى چند استخوان ارش ، بر هر يكى پارهاى پنبه پيچيده ، يكى از جانب راست وى بنهند در اندرون جامه پيوسته بچنبر گردن ، و دوم از جانب چپ وى ميان جامه و ايزار .
و دليل برين اجماع طائفه است .
و در خبر است كه چون آدم را وفات
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2053
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٢٠٥٣