نيت كنند ، و تكبير احرام بگويند ، و « الحمد » و « الشمس » بخواند . چون فارغ شود ، تكبير بگويد ، و دعاى قنوت بخواند ، آنگه تكبير ديگر بگويد ، و قنوت خواند ، همچنين تا شش تكبير تمام كند . آنگه به ركوع شود ، و ركوع و سجود بجاى آورد .
آنگه تكبير كند و قنوت بخواند ، همچنين تا پنج تكبير تمام كند . آنگه به ركوع شود ، و نماز تمام كند .
و دليل بر وجوب اين ترتيب آنست كه :
هيچ خلافى نيست در آن كه هر كه برين نماز كرد ، نماز او صحيح و مجزى است ، و ذمت او بيقين برى بود . و دليلى نيست بر آنكه بر خلاف اين ترتيب مجزى است .
چون از نماز پرداخت ، بر منبر رود و خطبه بخواند . شنيدن خطبهء عيد واجب نيست اما فاضلتر آنست كه استماع كنند خطبه را .
و چون زوال آفتاب شد ، وقت نماز فائت گشت ، و قضاى آن واجب نباشد .
و چون عيد و جمعه شود ، حضور هر دو واجب باشد . دليلش طريقهء احتياط است .
و روايتى ديگر آنست كه : چون به نماز عيد حاضر شوند ، در نماز جمعه مخير باشند .
و تكبير گفتن شب عيد فطر سنت بود در عقب چهار نماز : اولين نماز شام و آخرين نماز عيد ، و روز اضحى در عقب پانزده نماز كسى را كه بمنى باشد ، و ديگران را در عقب ده نماز : اولين نماز پيشين از روز عيد .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 241 و 244 ) .
نَمازِ كُسوف و آيات
- ( اصطلاح فقهى ) نمازى كه در هنگام ماه گرفتگى و خور گرفتگى خوانند با شرايطى نماز كسوف و آيات ده ركوع است به چهار سجده ، نيت كند و تكبير بگويد . و قرائت بخواند ، و به ركوع شود . همچنين تا آنگه كه پنج ركوع كند . چون از ركوع پنجم سر بردارد ، بگويد « سمع الله لمن حمده » ، و به سجده رود ، و دو سجده بكند ، و برخيزد . و همچنان كه كرده است ، پنج ركوع ديگر بكند ، و نماز تمام كند ، و سلام بدهد .
و دليل برين ترتيب و كيفيت آنست كه ابى بن كعب روايت كرد كه در عهد رسول ص آفتاب بگرفت ، رسول ص با ما نماز كرد ، سورتى از سورتهاى دراز برخواند ، و پنج ركوع كرد ، و دو سجده كرد ، و تشهد بخواند ، و سلام بداد ، و همچنان روى به قبله آورده بنشست ، و دعا ميكرد ، تا آنگه كه قرص آفتاب گشاده گشت .
و اگر نماز ترك كند ، تا آنگه كه باز شود ، بواجبى قضا بايد كرد .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 247 )
نَمازِ مُضْطَرّ
- ( اصطلاح فقهى ) نمازى كه در وضع غير عادى مانند خوف و جنگ و يا مرض و جز آن خوانند لكن وضع نماز خوف در محل ديگر آمده است :
اما كسى كه مضطر بود ، او مكلف باشد بگزاردن نماز در آخر وقت ، بهر وجه كه تواند .
و رنجور اگر نتواند كه نماز كند بر پاى عصاى در دست گرفته ، يا بر ديوارى