تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2041

مساهمون:

ص٢٠٤١
كتاب و سنت است . و چون در نكاح و كاوين شرط خيار مدت كند ، نكاح و كاوين هر دو باطل باشد ، زيرا كه ثبوت نكاح حكمى شرعى است ، و در شرع نيست آنچه دلالت كند بر آن . و اگر در كاوين شرط كند ، نكاح صحيح باشد و كاوين ، زيرا كه اين شرط مخالف كتاب و سنت نيست ، پس صحيح باشد ، و رسول ص فرموده است كه : « المؤمنون عند شروطهم » . مرد آزاد را روا نباشد كه جمع كند در عقد دوام بيشتر از چهار زن آزاد و يا دو پرستار . و بنده را روا نباشد بيشتر از دو زن آزاد ، يا چهار پرستار . و اگر وى را دو زن باشد ؛ روا بود كه به دو شب يكى را تفضيل دهد ، زيرا كه آن حق ويست . اگر آزادى و پرستارى باشد ؛ آزاد را دو شب باشد ، و پرستار را يك شب . و اگر زنى دارد ، برو دو ديگرى خواهد ؛ اگر بكر باشد ، وى را حق تقدم بود و تخصيص بهفت روز ؛ و اگر بكر نباشد ؛ بسه روز ، بىآنكه قضا كند آن را ، براى آنكه رسول ص فرمود : « للبكر سبع و للثيب ثلاث » . و كسى كه تواند كه زنى آزاد بخواهد ، مكروه بود وى را زنى پرستار خواستن . و روا نباشد پرستار را خواستن مگر بدستور خواجهء وى . و اگر بىدستورى عقد كند عقد موقوف باشد بر اجازت خواجهء وى و با دستورى فرزند آزاد باشد و بىدستورى بنده ، و اگر پرستار خود را به بندهء خود دهد ، مستحب بود وى را از مال خويش چيزى بكاوين بوى دهد . و جدايى ايشان بدست خواجه بود ، هر گه كه خواهد بفرمايد تا از يكديگر جدا شوند . و شوهر را لازم بود كه زن خود را نفقه دهد ، و جامه كند و در خانه بنشاند . و زن را لازم بود كه طاعت شوهر دارد ، و از خانهء وى بيرون نرود . اگر زن در وى عاصى شود ، نصيحت كند . اگر اثر نكند ، وى را بزند ، نه چنان كه اثر زدن در تن پيدا شود . و اگر از خانهء وى بيرون رود ، و باز نيايد ؛ نفقهء وى بيفتد . و شوهر را بود كه باكراه وى را با خانه آرد . و زن چون نخواهد كه با شوهر باشد ، و ناسازگارى كند ؛ باكى نباشد كه چيزى به شوهر دهد ، تا وى را طلاق دهد . و اگر مرد زن را كاره باشد ، باكى نباشد كه زن چيزى به شوهر دهد تا باوى بسازد ، لقوله تعالى :
« وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ ، »
يعنى : اگر زنى ترسد از ناسازگارى و اعراض شوهر خود ، بريشان حرجى نباشد كه ميان ايشان باصلاح آرد . و صلح بهتر و نيكوتر بود . و چون زن و شوهر هر دو يكديگر را كاره باشند ، آن را شقاق خوانند ، و حكم اين آنست كه خداى تعالى فرموده است فى قوله :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما »
. حاكمى از جانب مرد ديگرى از جانب زن بروند ، .