و ازدواج آنها با ارواح اشياء ديگر بوجود آيند چنان كه گويند « حقايق صور » اجتماعات اسمائيهاند و « ارواح » اجتماعات حقايقاند و « مظاهر مثاليه و جسميه » صور اجتماعات روحانيهاند ( از مصباح الانس ص 36 ) .
نِكاحِ اوَّل
- ( اصطلاح فلسفى ) اين اصطلاح مأخوذ از قرآن
« وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ »
مىباشد و بالجمله امتزاج طبايع بعضى را با بعضى ديگر نكاح گويند كه موجب پديد آمدن مواليد است ( از اخوان ج 3 ص 112 ) . رجوع به امتزاج و اختلاط شود .
نِكاحِ دائِم
- ( اصطلاح فقهى ) در برابر نكاح موقت احكامى كه اختصاص به عقد دائم داشته و در منقطع جارى نيست :
1 - ارث اختصاص به عقد دائم داشته اما منقطعه با عدم شرط توريث قطعا ارث نمىبرد و با شرط هم بنا بر قول اصح .
2 - نفقه - زوجه دائمى مستحق نفقه است و منقطعه با اطلاق عقد استحقاق آن را ندارد و ممكن است بموجب شرط استحقاق پيدا كند .
3 - حق قسم - زوجه دائمى هر چهار شب يك بار حق مضاجعه دارد كه با زوج يك جا بخوابند و هر چهار ماه يك مرتبه حق مواقعه دارد .
اين حق براى منقطعه نيست و ممكن است بوسيلهء شرط استحقاق يابد آن هم وقتى صحيح است كه مزاحم با حق قسم زوجه دائمى نباشد . زن ميتواند حق قسم خود را اسقاط نموده و آن را به شوهرش صلح نمايد و يا آن را به ضرر خود ببخشد .
4 - نُشُوز - وقتى شوهر از اداء حقوق زن كه عبارت از نفقه و حق مضاجعه و مواقعه است خوددارى كرد يا با او بطور معروف معاشرت ننموده مرد ناشز خواهد شد و زن هم حق دارد از اداء حق او خوددارى نمايد .
و اگر مرد به سوء سلوك و بدرفتارى خود ادامه داده و مرتدع نشود زن به حاكم شرع رجوع خواهد نمود فاما امساك بمعروف او تسريح باحسان .
زن هم اگر از اداء حق مرد امتناع كند و بدون داشتن عذرى از او تمكين ننمايد يا سلوكش با او بطور معروف نباشد خود را عبوس و ترش رو نشان داده و بطور خشونت و درشتى حرف بزند و يا بدون اذن او از خانه بيرون رود و هر چه از اين قبيل باشد او هم ناشزه است و حقوقش ساقط گرديده و تا با طاعت برنگردد مستحق نفقه نخواهد بود .
در اين موقع نمىبايست مرد متانت و بردبارى را از دست داده و با زن معاملهء متقابله نمايد بلكه براى اينكه او را به راه آورد ميبايست درجهء اول از درجات سهگانهء مذكور در آيه شريفه را
« فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا »
به كار برد يعنى او را پند و نصيحت داده و از تبعات و عواقب كارهاى ناشايسته آگاهش سازد .
تصور نمىرود با سوء سريره نداشتن زن و بىتقصيرى مرد اين مقدار مؤثر واقع