دليلش قول خداست :
« وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً »
، يعنى : بر زنان دهيد ، كاوين ايشان از روى عطاء ! و اين اسم واقع است بر اندك و بسيار .
و رسول ص فرمود :
« ادوا العلائق »
يعنى : ادا كنيد و برسانيد علاقهها را ! گفتند : يا رسول الله : و ما العلائق ؟ علائق چيست ؟ فرمود :
« ما تراضى عليه الاهلون »
آنست كه اهل ايشان بر آن راضى شده باشند .
و در حديث ديگر است :
« من استحل بدر همين فقد استحل »
، يعنى : هر كه طلب حلال كند به دو درهم ، براى آنكه روايت كردهاند كه رسول ص مردى را گفت كه زنى بوى داده بودند : « زوجتكها بما معك من القرآن » ، يعنى : زوج تو گردانيدم ، او را به تو دادم به آنچه با توست از قرآن .
و صحيح نباشد كه قرآن كاوين باشد الا بر وجه تعليم .
و روا بود كه آزاد كردن كنيزك را كاوين كند ، چنان كه كنيزك خود را گويد :
ترا بزن خود كردم ، و آزاد كردن تو كاوين تو كردم .
و چون كاوين معين باشد ، زن را رسد كه امتناع كند ، تا آنگه كه كاوين قبض كند .
و اگر خود را تسليم كرده باشد ، وى را نرسد كه امتناع كند ، تا آنگه كه كاوين قبض كند بلكه مطالبت كند وى را بكاوين .
و رسول ص نهى كرده است از نكاح شغار . و اين آنست كه يكى را گويد كه دختر خود به من ده بر آنكه من دختر خود به تو دهم بر آنكه بضع هر يك كاوين ديگرى باشد .
و چون عقد كند ، و ذكر كاوين نكنند ، و پيش از دخول چيزى بوى دهد ؛ وى را غير آن چيزى ديگر نباشد ؛ زيرا كه اگر راضى نبودى به آن ، وى را از نفس خود تمكين نكردى .
و اگر پيش از دخول چيزى بوى نداده باشد ، مهر مثلش لازم باشد .
و مهر مثل اگر از مهر سنت كمتر بود ، و آن پانصد درهم است ، قيمت او پنجاه دينار ؛ او را غير آن نباشد . و اگر زيادت باشد ، با مهر سنت آرند .
و زن مالك كاوين خود گردد بنفس عقد ، اگر با وى دخول كند . يا بميرد ؛ كاوين تمام ثابت گردد . و اگر پيش از دخول طلاق دهد ، برو بود كه وى را متعت دهد : اگر توانگر باشد ، خادمى يا اسبى .
و اگر توانگر نباشد ، جامهاى . و اگر درويش باشد ، انگشترى .
دليلش قول خداى تعالى :
« وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ »
، يعنى : متعت دهيد زنان را : توانگر به قدر خويش و درويش به قدر خويش .
و اگر كاوين كند وى را بر آنكه پدر وى را بود هزار درم ، عقد صحيح باشد بىخلافى ، و او را بود آنچه نام برده باشد .
و در آنچه شرط كرده باشد پدرش را مخير باشد اگر خواهد بدهد ، و اگر خواهد ندهد .
و اگر شرط كند كه بر سر وى زن نكند ، و سريه نخرد و نگيرد ؛ نكاح صحيح باشد ، و شرط باطل . زيرا كه مخالف