تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2027

مساهمون:

ص٢٠٢٧
كلى او را روانى است كه در جسم او يك فعل مىكند .

نَفْسِ لَوّامَه

- اين اصطلاح مذهبى است كه عرفا و فلاسفهء اسلام به كار دارند . نفس انسان را در مقام تلألؤ نور قلب از غيب براى اظهار كمال آن و ادراك قوت عاقله بوخامت عاقبت و فساد احوال آن نفس لوامه گويند از جهت لوم و سرزنش بر افعال خود و اين مرتبت مقدمه براى ظهور مرتبت قلب است كه هرگاه نور قلبى ظاهر شود و غالب شود و سلطنت آن بر قواى حيوانيه آشكار گردد يعنى تسلط پيدا كند و نفس مطمئن شود نفس مطمئنه گويند . ( از اكسير العارفين ص 306 ) . در مصباح الهداية است . كه نفس بر حسب مراتب مختلفه و اوصاف متقابله در هر مرتبتى اسمى دارد و در اوائل تا هنوز ولايت وجود در تحت تصرف استيلاى او بود او را نفس اماره خوانند و در اواسط چون تدبير ولايت وجود به تصرف دل مفوض گردد و نفس بربقهء طاعت و انقياد او مقلد شد و هنوز از نوازع صفات نفس و تمرد آن بقايائى چند مانده باشد و بدان جهت پيوسته خود را ملامت كند نفس لوامه گويند . و در اواخر چون عروق نزاع و كراهيت از وى به كلى جدا شود و از حركت منازعت با دل طمأنينه يابد و در تحت جريان احكام رام گردد و كراهت آن برضا مبدل شود آن را نفس مطمئنه خوانند . ( مصباح الهداية ص 59 ) .

نَفْسِ مَحْجُوبَه

- مراد نفس امارهء متوغل در ماديات است ( از واردات قلبيه . ص 273 ) .

نَفْسِ مُطْمَئِنَّه

- نفس ناطقه را باعتبارات مختلف اماره و لوامه و مطمئنه گويند و باعتبار آنكه متجلى بفضائل و خالى از رذائل بوده و با مقتضيات شهوات اندر معارضه افتد مطمئنه گويند . نفس مطمئنه تارك هواى نفسانى و لذات فانيهء دنيا است و راضيه و مرضيه است به آنچه خدا خواهد كه فرمود
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
رجوع به نفس لوامه و ( شفا ج 1 ص 291 - اسفار ج 4 ص 55 ) شود .

نَفْسِ مَعيشَة

- مراد نفس حيوانى و يا نفس در مرتبت تنزلات مادى است . ( اسفار ج 4 ص 55 ) .

نَفْسِ مَلِكى

- نفوس فرشتگان و اهل عصمت را كه از هواهاى نفسانى و وساوس شيطانى در امان‌اند گويند و نفوس اولياء الله را كه در مرتبهء علم و عمل به كمال ممكن خود رسيده‌اند نفوس ملكيه گويند و نفوس مطمئنه هم نامند . ( رجوع شود به نفس مطمئنه و اسفار ج 4 ص 55 - اخلاق ناصرى ص 56 ) .

نَفْسِ مُنْطَبِعَه

- فلاسفه گويند : افلاك را دو نفس است يكى نفس ناطقه مدبره و ديگر نفس منطبعه كه سارى در تمام جرم آنها است و بمنزلت نفس و روح حيوانى در انسان است نفوس افلاك را نفوس سماويه هم گويند . ( شفا ج 2 ص 606 ، 608 ) .

نَفْسِ ناطِقَه

- نفس را سه مرتبت است