كامله و ( مجموعه دوم مصنفات ص 197 شود ) .
نُفوسِ مُتَصَرِّفَه
- مراد نفوس مدبره است .
( از مجموعهء دوم مصنفات ص 221 ) .
نُفوسِ مُجَرَّدَه
- رجوع به نفس شود .
نُفوسِ مُنْطَبَعه
- فلاسفه گويند : براى افلاك دو نوع نفس است يكى نفس منطبعه و ديگرى نفس ناطقه و نفس منطبعه در افلاك بمثابهء روح بخارى در حيوان و انسان است كه سارى در تمام اجزاء افلاك است زيرا افلاك را مانند انسان و حيوان اعضاء و جوارح خاص نيست كه آلات و مظاهر نفوس باشند و از اين جهت گويند آنها را نفوس منطبعه مىباشد .
( رسائل صدرا ص 153 ) .
نُفوسِ ناطِقَه
- رجوع به نفس ناطقه شود .
نُفوسِ ناقِصَه
- رجوع به نفوس تامه كامله شود .
نُفوسِ هَيولانيَّة
- مراد نفوس بشريه در مرتبت وحد بالقوتاند .
( اسفار ج 4 ص 83 ) .
نَفى
- ( اصطلاح عرفانى ) و مراد نفى صفات بشريت است ، رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا شود .
نَفْىِ ضَرَر
- ( قاعده نفى ضرر - ( اصطلاح فقهى و اصولى ) در كليات آمده است :
از جملهء قواعد اساسى قاعدهء نفى ضرر است كه از آن بقاعدهء لا ضرر و لا ضرار تعبير مىشود - و حكمت تشريح آن نظير قاعدهء رفع عسر و حرج تسهيل امر بوده چنانچه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرموده جئتكم بالشريعة السهلة البيضاء و بمقتضاى اين قاعده هر حكمى اعم از تكليفى و وضعى كه موجب ضرر شخصى يا نوعى باشد آن حكم منفى است مثلا وضوء براى نماز واجب است و لكن هر گاه به علت مرض يا غير آن مستلزم ضررى بر شخص باشد تكليف مرتفع است .
و همچنين هرگاه لزوم بيع با وجود عيب در ثمن مستلزم ضررى باشد بر اين تقدير بيع لازم نخواهد بود بلكه خيارى است و از اين باب است ظهور عيب در مبيع مثال ديگر بمقتضاى قاعدهء سلطنت هر كسى حق دارد در خانهء خود براى رفع احتياج آتش روشن كند و لكن وقتى اشتغال آتش مستلزم ضرر همسايه باشد بموجب قاعده لا ضرر روشن كردن آتش ممنوع است .
و از اين باب است اجبار مديون بر اداء دين خود به اين طور كه وقتى از اداء آن امتناع نمود حاكم حق دارد براى اداء دين او از اموالش بفروشد - و نيز از اين باب است منع از تقسيم در جائى كه قسمت براى شريك ديگر ضرر داشته باشد زيرا ضرر شخصى نبايد به ضرر شخص ديگر رفع شود .
ديگر در مواردى كه دوران امر ضرر بين اقل و اكثر و يا اشد و اخف باشد كه در اين صورت ضرر اكثر باقل ، و اشد باخف دفع مىشود يعنى طرفى كه ضررش كمتر يا سبكتر است در مقابل طرف ديگر كه ضررش زيادتر است بايد تحمل ضرر