علامه « حلى » ، « ابن حاجب » ، « شيخ طوسى » و « انصارى » و جز آنها را ميتوان نام برد كه هر يك در قسمتى از اين فن خدماتى ارزنده انجام دادند . ارزش اصول فقه اسلامى نه تنها در حدود مباحث و مسائل فرعى اسلامى است بلكه بطور قطع و يقين ارزش جهانى دارد ، زيرا اين فن مبتنى بر قواعد و اصول كلى و همگانى است جهت استنباط احكام و قوانين جهان و انتظامات بشرى و فلسفهء حقوق است .
فكر تنظيم و تبويب قوانين و اصول كلى به منظور رد الفرع الى الاصل در ميان دانشمندان اسلامى از زمانهاى بسيار قديم بوجود آمده است و سعى كردهاند قواعدى كه مبتنى بر اصول منطق و پايهء استدلالات حقوقى باشد و كليت و عموميت داشته باشد وضع كنند . ابتدا اين عمل را به صورت قواعدى كه كلى است درآوردهاند و مسائل و قواعد خاص وضع كردهاند از جمله : اسباب مالكيت ، اسباب سلب مالكيت ، اسباب تقيد ملك ، اسباب تسليط بر ملك غير ، مقاصد خمسه ( دين ، عقل ، نسب ، مال و نفس ) اسباب معنوى ، اسباب شرعى ، اسباب عرفى ، اسباب قولى ، اسباب فعلى تداخل اسباب ، اسباب وجود ، اسباب وجوب ، قاعدهء يد ، قاعدهء تسليط ، قاعدهء ضمان ، قاعدهء اتلاف ، قاعدهء لا ضرر ، قاعدهء يقين ( لا تنقص اليقين بالشك ) قاعدهء عسر و حرج ، قاعدهء حمل بر صحت . توضيح و شرح هر يك از مباحث با اصول منطقى و عقلى طرحريزى شده است و نياز به تحقيق فراوان دارد .
علوم عقلى و منطقى از دورهء صفويه تا عصر جديد
در قسمت علوم منطقى و عقلى دوران صفويه و قاجاريه نيز دانشمندانى در ايران پيدا شدند و از بقاياى دورههاى گذشته استادان مسلمى در فنون عقلى بودند كه همچنان حوزههاى علمى را گرم ميداشتند .
اگر چه خود مبتكر نبودند لكن بعضى داراى افكار و عقايد و نظرات خاص بودند كه ميتوان آنان را مستقل الفكر محسوب داشت . كسانى مانند « صدر الدين شيرازى ( متوفى 1050 م ) » بودند كه در مورد حركت جوهريه و بعض مسائل ديگر نظريات بديعى اظهار كردند و مانند « مير داماد » كه خود در جهان فلسفه و علوم عقلى از لحاظ سبك بيان و نگارش ، استادى خاص داشتند و در بعضى مسائل مانند حدوث دهرى و غيره نظريات بديعى اظهار كردهاند .
« صدر الدين شيرازى » كتابها و مقالات متعددى در علوم فلسفى نوشته است . با آنكه او حكيم گوشهگير است شاگردانى مانند « فيض كاشانى » ، « عبد الرزاق لاهيجى » صاحب كتاب « گوهر مراد » و « شرح تجريد العقائد » داشته است و تا ساليان دراز كتب و رسائل وى در مدارس تدريس ميشد . و عدهاى از دانشمندان بزرگ عصر او و بعد از وى دنبال مكتب فلسفى او را گرفتند و پيرو او شدند از جمله :
« مجلسى دوم » ، « حيدر بن محمد خوانسارى » ، « محمد صالح مازندرانى » ، « ميرزا رفيعاى نائينى » ، « ملا شمسا شمس الدين محمد كيانى » ، شاگرد « مير داماد » ، عبد الرزاق لاهيجى » ، « حسن لاهيجى قمى » فرزند او .