« نور الدين محمد بن شاه مرتضى بن محمد مؤمن بن شاه مرتضى » پسر برادرزاده فيض ، « محمد باقر جابرى نائينى » ، « قطب الدين محمد اشگورى لاهيجى » و « سيد نعمت الله جزائرى » .
مهمترين كتاب اين فيلسوف كتاب « اسفار اربعه » است كه از امهات كتب فلسفى است و رسالهاى در منطق به دو نسبت دهند .
ديگر از فلاسفه بزرگ - ايران كه در علوم عقلى و منطق كتاب نوشتهاند و تحقيقات ارزندهاى دارند در حكمت الهى و منطق « حاج ملا هادى سبزوارى است ( متولد 1221 - وفات 1289 ) » كه مجلس درس و بحث وى كعبهء آمال دوستاران فلسفه و علوم عقلى بود و مردم از بلاد دور به « سبزوار » آمده و از محضر او كسب فيض ميكردند . وى مورد توجه پادشاه وقت « ناصر الدين شاه قاجار » قرار گرفته بود . اين پادشاه در بزرگداشت او كوتاهى نكرد . از تأليفات اوست :
« منظومهاى در فلسفه و منطق » ، « اسرار الحكم » و رسائل متعدد ديگر . كتاب منظومه را خود شرح كرده است و شامل دو بخش است ، يكى بخش حكمت و ديگر بخش منطق . مجموعهء اصطلاحات منطقى را بطور خلاصه ايراد كرده است .
وى ابتدا از مبادى علوم و كلياتى مانند « النقيضان لا يجتمعان و لا يرتفعان » و « الدور و التسلسل باطلان » و « الضدان لا يجتمعان » ايراد كرده است و سپس اصول موضوعه و علوم متعارفه و تعاريف را با دقت خاصى مورد بحث قرار داده است و از همان ابتدا اصول منطق را با فلسفه درآميخته است . حتى در مسائل منطقى گاهى متوسل بذوق عرفانى شده است .
از جمله حكماء عصر حاجى : « حاج شيخ عبد النبى نورى » است ، حكيم معروف ايران ، ديگرى « افتخار طالقانى ( متوفى 1344 ) » و « ملا آقا مجتهدى دربندى » .
فرزند حاجى ملا محمد نيز يكى از حكماى دورهء قاجاريه است كه پس از فوت پدر حوزهء درس و بحث را گرم نگهمىداشت .
نكوهش از منطق
ميدانيم كه از زمان يونان باستان كسانى مانند « اريسطون » از منطق و افكار ارسطو انتقاد كردند و گفتند كه منطق سد راه پيشرفتهاى علمى انسان است . رواقيان در روزگار روميان گفتند مباحث منطقى ارزش ندارد و موجب تباهى عمر است . در دورههاى ديگر نيز اشخاصى از منطق و مباحث آن نكوهش كردند .
در دوران اسلامى نيز عارفان و صوفيان با منطق و قواعد آن دشمنى كردند . متكلمان با آنكه خود از منطق بهرهها گرفتند ، مباحث كلامى را براى درك حقيقت و نيل بسعادت بشرى كافى ميدانند و توسل باصول ارسطوئى را گمراهكننده اعلام ميدارند . البته فقها بطور كلى با علوم عقلى و فلسفى مخالفت كردهاند و كسانى را كه بدنبال علوم فلسفى ميرفتند متهم بالحاد و زندقه ميكردند و با آنكه علوم عقلى را مايهء تباهى عمر ميدانستند ، لكن در مباحث مربوط به اجتهاد و قضا ، علم منطق را از لوازم و