7 - قطب الدين شيرازى 1236 - 1211 م 8 - شمس الدين سمرقندى 1240 - 1304 م 9 - ركن الدين استرآبادى 1250 - 1218 م 10 - الحلى 1125 - 1123 م 11 - ابن تيميه 1263 - 1328 م 13 - شهرستانى 1071 - 1136 م چنان كه قبلا اشارت رفت دانشمندانى كه بعد از فارابى و ابن سينا و احيانا غزالى در علوم عقلى و منطقى دستى داشتند با وجود تبحرى كه در اين علوم داشتند و كتابهائى نوشتهاند همه شارح همان مطالب بودهاند و از خود چيز جالبى نيفزودهاند و لكن بمرور ايام و ادامه پيدا كردن بازار بحث و جدل علوم ديگرى پديد آمده است . اين دانشمندان بعضا در توضيح مسائل قبلىها حواشى نوشتهاند كه خود در خور توجه است . لكن در هر حال با وجود مخالفتهائى كه با اين عده ميشد ، اينان در كمال خلوص نيت و بردبارى به بحث و فحص اين علوم پرداخته و در نگهدارى آن سعى بليغ مبذول داشتهاند .
از جمله دانشمندان اين عصراند :
1 - ابهرى اثير الدين مفضل بن عمر ابهرى ( 660 ) . كه مردى فيلسوف بوده و كتاب « تنزيل الافكار فى تعديل الاسرار » را در منطق و حكمت نوشت و گزيدهاى از اين دو علم را در آن ايراد كرده است و از پارهاى از اصول خرده گرفته است .
خواجه طوسى در رد آن « تعديل المعيار فى نقد تنزيل الافكار » را نوشت و از آراء فلسفى و منطقى از خردهگيرى كرد .
2 - خواجه نصير الدين طوسى ( 672 م ) .
يكى از بزرگان جهان علم و دانش بشرى است . وى در فنون و علوم مختلف صاحب نظر بود در باب منطق علاوه بر شروحى كه بر منطق اشارات نوشتهاست كتاب مهمى كه در بعضى از قسمتهاى خطايى و شعرى مغالطى آن مبتكر بوده است بنام « اساس الاقتباس » نوشت .
در اين كتاب كه يكى از امهات كتب منطقى است علاوه بر فصول خاصى كه نمودار ابتكار فكرى اوست جداول دقيقى كه در نمودن اشكال و ضروب اقيسه منتجه و عقيمه و شرائط آن دقت شده است تنظيم كرده است . اين كتاب بروش منطق شفا تأليف شده است و نه بخش دارد :
مقالت اول ايساغوجى است و چهار فن است :
1 - مباحث الفاظ 2 - كلى و جزوى 3 - ذاتى و عرضى 4 - كليات خمس در باب كيفيت دلالت الفاظ بر معانى و نسبت الفاظ بر معانى مورد استفاده علماء معانى و بيان و علماء اصول قرار گرفته است .
يكى از مباحث جالب اين كتاب بحث در تمارض علم و جهل و ظن است .
در باب اقيسه بحث مفصلى دارد در ضمن نامى از قياس فراسى ، ضمير ، علامت آورده است .
3 - نخجوانى : امام معظم نجم الدين احمد بن ابى بكر بن محمد نخجوانى ( 651 ) وى صاحب كتاب لباب المنطق ، زبدة النقض و لباب الكشف است .
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1941
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٩٤١