زيادتر و يا با اولويت آن را مفهوم موافق گويند مانند
« فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ »
يعنى به پدر و مادر خود كلمات رنجآور و ضجرتآميز مگوئيد و مفهوم آن اين است كه آنها را بطريق اولى ناسزا نگوئيد و مضروب مكنيد و مفهوم مخالف آنست كه مفيد حكمى مخالف با حكم منطوق باشد چنان كه در مثال بالا گذشت .
مفهوم موافق را لحن خطاب و فحواى خطاب هم گويند در اينكه مفهوم شرط حجت است اختلاف است و فرقى نيست بين آنچه بعد از ادوات شرط باشد يا آنچه صريحا يا تضمنا دلالت بر تعليق كند و در اينكه مفهوم غايت حجت است نيز حرف است عدهء آن را حجت دانند .
مثلا جمل
« أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
يا « صوموا الى الليل » و
« لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ »
.
در اول و دوم مفيد اين است كه شب بايد افطار كرد و مثال سوم مفيد است كه پس از پاكى توان مضاجعت كرد .
و همين طورست بحث در مفهوم صفت مثل « الامير زيد و الشجاع عمرو » كه تقديم صفت افاده حصر كرده است و در اصل « زيد امير » بوده است و عدول كرده است از ترتيب طبيعى براى افاده حصر و همين طور است در مفهوم القاب مانند آنكه گفته شود « اكرموا عيسى رسول الله » در صورتى كه كلمهء رسول لقب او شده باشد كه از آن چيزى فهميده نمىشود يعنى القاب مفهومى ندارند و همين طور مفهوم اعداد مثل
« إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ »
و مفهوم وصف مانند « اكرم كل رجل عالم - و فى السائمة زكات » و
« رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ »
و « البيعان بالخيار ما لم يفترقا » و
« لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً »
محققان اصوليان گويند مفهوم شرط و وصف حجت است و غايت و عدد و حصر را مفهوم نيست وعدهء كليهء مفاهيم را حجت ميدانند وعدهء بر عكس .
( رجوع شود به كشاف ص 1154 - كفايه ج 1 ص 300 ، 363 - قوانين ص 91 - 171 - 188 ) .
و بالجمله لفظ شرط در معانى چند به كار برده شده است .
1 مجرد الزام و التزام مانند نذر و يمين .
2 الزام و التزام در بيع .
3 نزد نحويان آنچه بدنبال حرف شرط آيد يا آنچه جملهء شرطيه بر آن معلق باشد وجودا و بر عدم آن عدما و جمله شرطيه نيز در چند معنى به كار رود يكى آنچه مفيد تعليق وجود جزا باشد بر وجود شرط فقط مثل « ان كان هذا انسانا كان حيوانا » و عدم آن معلق بر عدم شرط نباشد مانند
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
ديگر آنچه مفيد تعليق عدم جزاء بر عدم شرط است كه مصطلح اهل عربيت است .
در اصول رشاد آمده است :
مفهوم بر دو قسم است :
1 - مفهوم موافق - يا لحن الخطاب - يا فحوى الخطاب 2 - مفهوم مخالف يا دليل الخطاب