تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1873

مساهمون:

ص١٨٧٣
است . 3 - مفهوم غايت : مفهوم غايت در صورتى تحقق مييابد كه حكم مقيد بانتهاء و غايت باشد در اين صورت گفته مىشود كه مفهوم آن تقييد ، انتفاء حكم است بعد از حصول غايت : مثلا آيهء
وَ . لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ
كه مقاربت با زنان را تا روز حصول طهر حرام فرموده است مفهوم مخالف آن عدم حرمت مقاربت است بعد از حصول طهر . 4 - مفهوم حصر : افادهء حصر به دو طريق حاصل مىشود يكى با به كار بردن ادوات حصر و استثناء از قبيل انما و الا مانند انما الاعمال بالنيات كه مفهوم مخالف آن عدم صحت اعمال بدون نيت است و يا جاءني القوم إلا زيد كه مفهوم مخالف آن عدم صحت اعمال بدون نيت است و يا جاءني القوم الا زيد كه مفهوم مخالف آن نيامدن زيد است - و ديگر بوسيله تقديم وصف بر موصوف ، مشروط بر اينكه وصف مزبور محلى با لام و يا معرف بالاضافه باشد مانند الامير زيد يا صديقى عمرو . وضع طبيعى اين دو جمله زيد امير و عمرو صديقى است ولى براى اينكه افاده حصر بكنند هيئات آنها را تغيير داده و صفات را بر موصوفات مقدم كرده‌اند - و بنا بعقيده قائلين به حجيت مفهوم حصر ، هر يك از جملات مزبوره كه مفيد حصر هستند و احكام مستفاده از مفهوم آنها مخالف با احكام مستفاده از منطوق آنها مىباشد . كما اينكه حكم مستفاد از منطوق انما الاعمال بالنيات صحت اعمال مقترنه به نيت ، و حكم مستفاد از مفهوم آن عدم صحت اعمال بدون نيت است . و يا مستفاد از منطوق جاءني القوم الا زيد آمدن قوم و مستفاد از مفهوم آن نيامدن زيد است . و همچنين مستفاد از منطوق الا مير زيد حصر صفت امارت در زيد و مفهوم آن سلب آن صفت از غير زيد است . و هكذا . . . . 5 - مفهوم لقب : محصل قول قائلين بحجيت مفهوم لقب آن است كه اثبات شىء بر اسم يا لقبى مستلزم نفى آن شىء است از ما عداى صاحب آن اسم يا لقب . مثلا مفهوم مخالف جملهء زيد شجاع نفى صفت شجاعت است از غير زيد يا الخائن خائف كه مفهوم مخالفش سلب صفت خوف است از غير خائن - به همين جهت اكثر فقهاى حنبليه گفته‌اند كه اگر شخصى بمخاطب خود بگويد ليست اختنى زانية اين كلام متضمن قذف و مستوجب حد است زيرا مفهوم مخالف آن زانى بودن اخت مخاطب مىباشد . 6 - مفهوم عدد : چنانچه آمر حكم خود را مقيد بعدد خاصى نمود مفهوم مخالف آن نفى حكم است از ما فوق و مادون آن عدد مثلا آيهء
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
كه حكم وجوب تجليد را بعدد مائه مقيد فرموده است مفهوما دلالت مىكند بر نفى حكم در تجليد كمتر و تجليد زيادتر از صد جلده و بالاخره اكثر اصحاب ما حجيت مفهوم شرط - وصف - غايت - حصر را قبول و حجيت مفهوم عدد و لقب را نفى نموده‌اند و اقوى دليل آنان در اثبات حجيت اقسام اوليه وجود تبادر و در نفى حجيت اقسام اخيره فقدان دلالات ثلثه