تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1815

مساهمون:

ص١٨١٥
طرق و معابر عمومى جزء املاك نبوده بلكه جزء مباحاتند . و حق انتفاع هر كسى از طرق اختصاص بعبور و مرور داشته و هر انتفاع ديگرى كه مانع از عبور و مرور بوده يا مضر به آن باشد ممنوع است . اما طرق و معابر خصوصى چنين نبود ، بلكه يا ملكند يا شبه ملك و حتى بعضى فروش و تقسيم اين نوع از طرق و تقسيم آن را براى كسانى كه بانها اختصاص دارد تجويز كرده‌اند . و جواز آن منافاتى با حق عبورى كه سايرين داشته‌اند ندارد زيرا اين حق مادامى است كه راه باز باشد اما وقتى كه اين عنوان حقا از آن زائل گرديد ديگر حق براى آنها باقى نخواهد ماند . ( كليات حقوقى ص 204 )

مَعاد

- ( اصطلاح فلسفى و كلامى ) معاد يعنى بازگشت ، مراد از معاد در كلمات متكلمان و فلاسفه بازگشت انسان است بعد از مرگ و حيات بعد از مرگ است كه انسان مجددا زنده شده و در روزى كه آن را روز معاد گويند به حساب اعمال وى رسيدگى و نيكوكاران پاداش نيكوكارى خود را گرفته و منعم شوند به نعم جاودانى و بدكاران بكيفر اعمال زشت خود برسند و معذب شوند به عذاب جاودانى . يكى از مسائل مهم كه از دير زمان مورد توجه اديان و متكلمان و فلاسفه قرار گرفته است همان مسأله زندگى بعد از مرگ و معاد است . پيروان اديان كلا معتقد به زندگى بعد از مرگ بوده و يكى از اساسىترين مسائل مذهبى به حساب ميآورند . متكلمان كه بحث و تحقيق آنها خارج از حدود مذاهب و شرايع نيست نيز مثبت معاد و زندگى بعد از مرگ‌اند . بطور كلى در مسألهء معاد سه نظر و فرض اظهار شده است . الف - دهريان و لامذهبان و يا - بىخدايان كه منكر زندگى بعد از مرگ - ميباشند و گويند انسان بعد از تلاشى بدن محو و نابود مىشود و آنچه باقى ميماند اجزاء و موادى است كه تبديل باشياء و موجودات ديگر مىشود . ب - كسانى كه قائل بمعاد و بازگشت نفوس و ارواحند و معاد جسمانى را منكر و مردود ميدانند . ج - صاحبان اديان كه قائل به معاد جسمانى بوده و گويند همانطور كه خداى متعال در به دو امر انسان را آفريده است با همين بدن مجددا ميآفريند و ثواب و عقاب و كيفر و پاداش عائد به همين بدن مادى مىشود . فلاسفهء مسأله معاد جسمانى را مورد بررسى قرار داده و با اشكالات عقلى برخورد كرده‌اند كه از جمله اصل مسلم نزد آنها است كه « المعدوم لا يعاد » و با اقامهء براهين محكم و متقن ثابت كرده‌اند كه آنچه معدوم شود قابل اعاده و بازگشت نيست از اين جهت با توجه به تسليم بدلائل عقلى متوسل براه‌هاى حل ديگرى شده‌اند . متشرعان وعدهء از متكلمان مسأله را تعبدى تلقى كرده و گويند خدا قادر است
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1815 | سيد جعفر سجادى