تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1814

مساهمون:

ص١٨١٤
مظهر شىء صورت او است و صورت شىء عبارت از امرى است كه آن شىء بوى معقول يا محسوس شود و مقتضاى حكمت الهى از جهت اظهار اسماء و صفات نامتناهى آن بود كه انشاء مراتب كليه و جزئيه مظهر اسمى از اسماء كليه و جزئيه الهيه گردد و احكام سلطنت آن اسم كه رب و مدبر آن مرتبت است در آن مظهر به تمام و كمال ظهور يابد و مجموع اسماء كليه و جزئيه بنفس رحمانى از كرب كمون بروح بروز مروح گردند و تمام كمالاتى كه در مرتبت جمع و مجمل است در مقام كثرت و فرق مفصل گردد و مقررست كه هر كه را حظى و نصيبى از علمى و صنعتى نباشد نداند كه ديگرى آن صنعت دارد پس از هر صنعتى كه فى الجمله شخص محظوظ نباشد آن صنعت نسبت بوى مخفى باشد و موجودات كه كلا ؟ ؟ مظاهر اسماء الهيه‌اند هر يك مظهر بعضى از اسمائند . ( مصباح الهدايه ص 37 - شرح گلشن راز 8 - 8 اشعة اللمعات ص 11 كلمات مكنونه ص 10 ) . و بدين جهت انسان مظهر تمام نماى اسماء حق است و معرفت تامه ويژه اوست . توايكه مظهر ذات و صفات سبحانى بملك صورت و معنى تو عرش رحمانى كتاب جامع آيات كائنات توئى از آنكه نسخهء لا ريب فيه را جانى تراست با همه انسى از آنكه تو همهء ازين سبب تو مسمى باسم انسانى اگر بكنه كمال حقيقتت برسى ز خويشتن شنوى آن صداى سبحانى شاه نعمت الله گويد :
مظهر اعيان ما ارواح ما * مظهر ارواح ما اشباح ما ظل اعيانند ارواح همه * ظل ارواحند اشباح همه باز اعيان ظل اسماء حقند * باز اسماء ظل ذات مطلقند
برخى از تركيبات : مظهر نور ، مظاهر از هر ، مظهر تجلى ، مظهر صفات ، مظهر افعال . . .

مَعَ

- ( اصطلاح ادبى ) كلمهء مع در زبان و قواعد عرب اسم است بدليل آنكه تنوين پذيرد و حرف جر داخل بر او شود مانند « ذهبت من معه » و در قرآن است
« هذا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ »
بكسر ميم من و آن را سه معنى بود 1 - موضع اجتماع مانند
« وَ اللَّهُ مَعَكُمْ »
2 - زمان اجتماع مانند « جئتك مع العصر » 3 - مرادف عند مانند « ذهبت من معه » ( از مغنى ص 173 ) .

مَعابِر عُمومى

- ( اصطلاح فقهى ) جمع ، عبورگاه‌هاى عمومى يكى از مواردى كه جزء مباحات عمومى است و همه مسلمانان حق بهره‌برى از آن را دارند معابر عمومى است كه كسى حق تملك آن را ندارد و قابل خريد و فروش نمىباشد در كليات حقوقى در اين باب آمده است :