و نه در اصول شرايع خللى وارد آيد .
او نه تنها براى انسان قائل بمعاد و حشر است بلكه گويد : تمام موجودات اعم از حيوانات و نباتات و جمادات و حتى هيولاى اولى داراى معادند .
وى اعتقاد بمعاد را بر آن وجه كه عامهء مردم قائلند و جهان ميگويند خوب داند و گويد اعتقاد به آن براى نظم اجتماعى مفيد است زيرا بشر ميل دارد كه با همين وضعى كه هست بدون كم و كاست مجددا زنده شود و از نعم و لذائذ مادى استفاده كند و اما اهل معارف و حقايق توجه بامور مادى و لذائذ حسى ندارند .
وى براى اثبات معاد جسمانى بر آن نحو كه خود گويد اصولى ذكر كرده است كه خلاصه آن اين است :
1 - وجود در هر چيزى اصل در موجوديت است .
2 - تشخص و ما به الامتياز هر چيزى عين وجود خاص آن چيز است .
3 - طبيعت وجود قابل شدت و ضعف است بنفس ذات بسيطهء خود .
4 - هر مركبى به صورت خود « هو هو » است و فعليت هر مركبى به صورتش مىباشد نه بمادهاش .
5 - وحدت شخصيه در هر موجودى بر و تيرهء و درجهء واحده نيست مثلا وحدت شخصيه در مقادير متصله عين متصليت و امتداد است .
6 - هويت بدن و تشخص آن بنفس است نه بجرم آن و از اين جهت است كه تشخص ابدان با وجود تغييرات و تبدلات همواره باقىاند .
7 - قوت خيالى جوهر قائم بذات است نه حال در بدن و نه در اعضاء آن و مجرد از اين عالم طبيعى است و واقع در عالم جواهر و متوسط ميان مفارقات عقليه و طبيعيات است .
8 - صور خياليه قائم بنفس خودند مانند قيام فعل بفاعل نه قيام مقبول بقابل .
9 - صور مقداريه و اشكال و هيآت جرميه همانطور كه از فاعل بمشاركت مادهء قابلهء بحسب استعدادات و انفعالات آنها حاصل ميشوند همانطور هم گاه از جهات فاعليت و حيثيات ادراكيه حاصل ميشوند بدون مشاركت ماده مانند وجود افلاك و كواكب از مبادى عقلى بر سبيل اختراع به مجرد تصورات و صور خياليهء صادرهء از نفس بواسطهء قوت مصوره 10 - اجناس عوالم و نشئات آن با وجود كثرت آنها كه بشمار و حصر در نمىآيند منحصر به سه عالمند . صور طبيعيهء كائنهء فاسده و صور ادراكيهء حسيهء مجردهء از ماده و صور عقليه و مثل الهيه و نفس انسان را نيز اين سه اكوان هست مثلا انسان را در به دو كودكى وجود طبيعى است و بعد متدرجا صفا يابد و لطيف شده و او را كون ديگرى نفسانى اخروى است و در هر سه نشأت وحدت شخصيه او محفوظ مىباشد و همان نشأت و كون نفسانى اخروى است كه صالح براى بعث در قيامت است و او را اعضاء نفسانيه است و كون ديگر كون عقلى است كه او را اعضاء عقلى
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1817
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٨١٧