مَطْلوب
- ( اصطلاح منطقى ) آنچه بدليل خواسته شود و مقابل ضرورى است . و مطلوب حقيقى حق است .
مَطْلوبِ شَرعى
- ( اصطلاح فقهى و اصولى ) در مقابل مطلوب عرفى و عقلى است و مطلوب نفسى در مقابل مطلوب غيرى است .
مطنب
- ( اصطلاح ادبى ) به ضم ميم رجوع باطناب شود .
مُطَهِّرات
- ( اصطلاح فقهى ) بضم ميم و فتح طا و كسرها ، پاككنندهها است . در فقه اسلامى ده امر مطهر دانسته شده است كه آب ، زمين براى كف نعلين و پاها ، خاك در ولوغ سگ آفتاب ، آتش در استحاله و خاكستر آن و شرح بئر در چاهها و ذهاب دو ثلث در عصير عنبى و چشم داخل خود را و دهن داخل خود را ، و اسلام كه كافر را پاك كند .
( از شرح لمعه ج 1 ص 17 - الفقه على . . ص 26 - عروة ص 37 ) .
« المطهرات عشرة الماء . و الارض تطهر باطن النعل و اسفل القدم مع زوال عين النجاسة عنهما و التراب فى الولوغ فانه جزء علة للتطهير و الجسم الطاهر فى غير المعتدى من الغائط و الشمس ما جفته باشراقها عليه و زالت عين النجاسة . . من المنقول و ما لا ينقل عادة . . و النار ما احالته رمادا او دخانا لا خزفا و نقص البئر بنزح المقدر منه . . و ذهاب ثلثى العصير مطهر للثلث الاخر و انقلاب الخمر خلا و كذا العصير بعد غليانه و اشتداده و الاسلام مطهر لبدن المسلم و تطهير العين و الانف و الفم باطنها و كل باطن كالاذن و الفرج بزوال العين . .
( از شرح لمعه ج 1 ص 17 - 18 )
مُظاهِر
- ( بضم ميم اصطلاح فقهى ) اظهاركننده را گويند رجوع به ظهار شود .
مَظاهِر جَمال
- ( اصطلاح ذوقى ) نمودار زيبايى حق است ، همه موجودات عالم مظهر حقاند
مَظاهِرِ عِلميَّه
- ( اصطلاح ذوقى ) در مقابل مظاهر عينيه است مراد مراتب تجليات حق است در مرتبت غيب الغيوب ( از شرح قيصرى ص 5 ) .
مِظَلَّه
- ( بكسر ميم و فتح ظاء اصطلاح گاهشمارى ) و هفت روز بود كه از پانزدهم ماه تشرى بود و هر هفت روز را عيد گيرند و روزها سايهء درختان نشينند يعنى در زير درختان زيتون و بيد و . .
( از التفهيم ص 245 )
مَظْنُونات
- ( اصطلاح منطقى اصولى ) مظنونات قضايائى هستند كه حكم در آنها راجح باشد با جواز و احتمال نقيض آن ، حكم و قياسى كه مركب از قضاياى مظنونه باشد قياس خطايى گويند . شيخ الرئيس گويد و اما مظنونات مقدماتى بود كه بغلبهء گمان پذيرفتهاند و خود داند كه شايد كه درست نبود .
( دانشنامه بخش منطق ص 126 و رجوع شود بدستور ج 3 ص 282 ) .
مَظْهَر
- ( اصطلاح عرفانى )