تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1811

مساهمون:

ص١٨١١
مثلا لفظ رقبه كه بر مطلق عبد ( اعم از مؤمن و غير مؤمن ) دلالت مىكند لفظ مطلق مىباشد زيرا مدلول آن يك معنى لا به شرطى است كه بر افراد كثيرهء مفهوم كلى عبد محتمل الصدق است يعنى هم بر عبد مؤمن قابل تطبيق است و هم بر عبد غير مؤمن . ولى اگر لفظ مزبور بقيدى از قيود مقيد گردد مثلا گفته شود رقبه مؤمنه در اين صورت آن را لفظ مقيد گويند . زيرا مدلول آن يك معناى مقيدى است كه فقط بر افراد قليل مفهوم كلى عبد محتمل الصدق مىباشد يعنى فقط بر آن عدهء محدودى كه داراى صفت ايمان هستند قابل تطبيق مىشود نه بر همه افراد مفهوم كلى . مطلق و مقيد باعتبار احكام متعلقه بر خود بصور ذيل متصور ميشوند : 1 - حكم متعلق بر مطلق با حكم متعلق بر مقيد از حيث مفاد مختلف باشد مانند اكرم عالما - اطعم عالما فقيرا كه مفاد حكم اولى اكرام بر مطلق عالم و مفاد حكم دويمى اطعام بر عالم فقير است . در اين صورت چون تعارضى بين حكمين نيست لذا بهر دو حكم عمل مىشود . اعم از اينكه هر دو ايجابى باشند مانند مثال فوق - يا هر دو سلبى باشند مانند لا تكرم عالما - لا تطعم عالما فقيرا و يا اينكه يكى ايجابى و ديگرى سلبى باشد مانند اكرم عالما - لا تطعم عالما فقيرا و همچنين اعم از اينكه حكمين مزبورين ناشى از يك موجب باشند مانند اكرم عالما لعلمه - اطعم عالما فقيرا لعلمه كه موجب هر دو حكم علم است - و يا اينكه موجبات آنها متفاوت باشد مانند أكرم عالما لعلمه - أطعم عالما لفقره كه موجب حكم اولى علم و موجب حكم دومى فقر است . در كليه اين موارد چون حكمين مزبورين منافى يكديگر نيستند و عمل بيكى مانع به ديگرى نمىباشد لذا بمفاد هر دو توأما عمل مىشود - مگر آنكه بموجب ادلهء خارجيه معلوم شود كه آن دو حكم معنا منافى هم هستند كه در اين مورد مطلق بوسيله مقيد تقييد ميابد . مثلا اگر شارع نخست بگويد ان ظاهرت فاعتق رقبة و بعد بگويد لا تملك رقبة كافرة در اين صورت حكمين مختلفين كه يكى بر مطلق رقبه و ديگرى بر رقبه كافره تعلق گرفته است هر چند در ظاهر منافى يكديگر نيستند ولى معنا عمل بيكى مانع از عمل به ديگرى مىباشد چه آنكه حكم اولى عتق مطلق رقبه را ( اعم از مؤمن و كافر ) واجب نموده ولى حكم دومى تملك رقبهء كافره را تحريم و آن را غير ممكن ساخته . بنا بر اين اگر مكلف در كفارهء ظهار بمفاد حكم اول عمل نموده و بر حسب اطلاق آن - رقبهء كافره را عتق نمايد - اين عتق صحيح و مسقط تكليف نخواهد شد - زيرا بموجب حكم دوم ، رقبه كافره قابل تملك نيست تا قابل عتق باشد چه صحت عتق ( بنا بر قاعده مشهوره - لا عتق الا فى ملك ) منوط بسبق ملكيت است پس در اين قبيل موارد نمىتوان بمفاد هر دو حكم عمل كرد و بلكه بناچار بايد حكم اول را بوسيله حكم اخير تقييد نموده و چنين نتيجه گرفت كه : مقصود از عتق