ضميرى كه بدان رجوع مىكند و راه ديگر تصغير است كه هرگاه در تصغير تا « ة » در آخر آن ظاهر شد مانند « نار - نويرة » مؤنث است .
( از الهدايه ص 198 - دستورنامه )
مَذْى
- ( اصطلاح فقهى ) بفتح ميم عبارت از آبى است كه در موقع ملاعبه مرد با زن و يا بوسيدن او يا نظر كردن به او از مرد خارج مىشود و نجس نيست و موجب غسل هم نمىشود ( از كشاف ص 1357 )
مَذهَبِ كُمُون
- ( اصطلاح فلسفى ) در زير عنوان كمون بيان شد كه عدهء گويند :
همهء اشياء در همه اشياء بطور كمون و نهان هست لكن صدر الدين گويد : آنچه مشهور فلاسفه از كمون فهميدهاند كه در نار مثلا صورت ناريه باشد درست نيست و بلكه مراد آنها اين است كه اشياء در مراحل وجودى قابل تبديل باشياء ديگرند .
( اسفار ج 2 ص 164 ) رجوع بكمون شود .
مُرائيَّه
- ( اصطلاح عرفانى ) مرائيه كسانىاند كه براى زيادتى جلب توجه خلق ترك دنيا كرده و بدان وسيله تحصيل جاه و مقام نمايند .
( از مصباح الهداية ص 123 ) .
مِرآت
- ( اصطلاح عرفانى ) مرآت يعنى آينه منظور انسان حقيقى است كه انسان كامل مرآت حق است و همين طور مرآت حضرت الهيه است زيرا مظهر ذات با تمام صفات است .
( كشاف ص 606 )
مِرآتُ الحَقّ
- ( اصطلاح عرفانى ) مرآت حق انسان كامل است كه مظهر تمام نماى حق است .
مِرآتُ الحَضْرَتَيْن
- ( اصطلاح عرفانى ) يعنى حضرت وجوب و امكان ، كه انسان كامل مرآت آن دو است و همين طور مرآت حضرت الهيه است زيرا مظهر ذات باتمام صفات است .
و بالجمله انسان كامل است كه مظهر تمام نماى حق است . رجوع بفرهنگ مصطلحات عرفا شود .
مِرآتِ صِفات
- ( اصطلاح عرفانى ) بعضى در رؤيت ذات افتادند از آن مرات صفات شدند و بىرسم حدث متحد ، بعضى در نور جمال افتادند بىرسم علم سر قدم را ياوهسراى شدند ، بعضى از آنها در حسن افتادند از آن بسط چون خليل منبسط شدند .
( شطحيات ص 22 )
مِرآتُ الكَون
ن - ( اصطلاح عرفانى ) مرآت الكون عبارت از وجود مضاف وحدانى است زيرا كه اكوان و اوصاف و مظاهر و احكام آن در آن ظهور يابد .
( اصطلاحات شاه نعمت الله ص 2 )
مِرآتُ الوُجُود
- عبارت از تعينات منسوب بشئون باطنه است كه صور آن اكوان است زيرا شئون مراياى وجود متعين بصور است .
( اصطلاحات شاه ص 36 )
مَراتِب
- ( اصطلاح عرفانى ) مراتب كليه شش مرتبتاند : 1 - مرتبت ذات احديت 2 - حضرت الهيت 3 - ارواح مجرده 4 - نفوس عامله كه عالم مثال است و عالم ملكوت است 5 - ملك و شهادت