تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1751

مساهمون:

ص١٧٥١
شوند ، و يا گمان مىبرند كه آنان فريب خورده‌اند و هدف آنان باطل نشان دادن حقايق است . و از اين راه مقام و موقعيت آنان را كه حقايق را اندر يافته‌اند پست نشان مىدهند و بلا ارزش ، و همين گونه انديشه‌ها ، بسيارى از آنان را بر آن مىدارد كه گمان برند همهء مردم در مدعاى خود كه حقايق را اندر يافته‌اند دروغگو هستند و فريب خورده‌اند ، و همين گونه انديشه‌ها بسيارى از آنان را حيران و سرگردان مىكند و پاره‌اى از آنان را بر آن مىدارد كه گمان كنند كه هيچ يك از مدركات و معارف انسانى حقيقت ندارد . و هر كس كه گمان برد چيزى را اندر يافته است و به امرى معرفت حاصل كرده است دروغگو است در حال كه خود در آنچه مىگويند نه ( رجوع شود بترجمه سياسات مدينه فارابى ترجمه نگارنده ص 158 - 202 و رجوع شود به آراء اهل مدينهء فاضله ترجمهء نگارنده ص 345 - 351 )

مَدينهء جَلّادين

- ( اصطلاح اجتماعى ) مراد از مدينه جلادين همان مدينهء تغلب است كه افراد هر يك كوشش دارند بر ديگرى غلبه يابند و غرض ايشان بدست آوردن مقام و جاه است نه خدمت و تعاون و بدنبال راههائى ميروند كه تسلط خود را بر ديگران ثابت كنند و غالب بر خون و حاكم بر ناموس مردم شوند و از اين جهت آن را مدينه جلادين گويند و رئيس آنها نيز رئيس جلادين است . ( سياسات مدنيه ص 64 ) .

مَدينهء جَماعِيَّه

- ( اصطلاح اجتماعى ) مدينه جماعيه عبارت از مدينه‌ايست كه هر يك از افراد آن مطلق العنان باشند در آنچه بخواهند و مردم آن در استفاده از اوضاع زندگى برابر باشند و سنت و رويهء آنها بر مبناى تساوى استوار شده باشد و فضل و برترى در ميان آنها نباشد و بالاخره مردمش آزادى كامل داشته باشند و در اين گونه مدينه‌ها هيچ كس بر هيچ كس امتيازى نداشته باشد و رئيس آنها بر حسب نظر مرءوسين انتخاب شود و عمل او مطابق ميل و اراده آنها باشد ( سياسات مدنيه ص 69 ) « و هى التى قصد اهلها ان يكونوا احرارا يعمل كل واحد منهم ما يشاء لا يمنع هواه فى شىء اصلا . . . لملوك الجاهلية على عهد مدنها ان يكون كل واحد منهم انما يدبر المدينة التى هو مسلط ليحصل هواه و ميله . . . » ( آراء اهل المدينة ص 91 )

مَدينهء يَسّارَه

- ( اصطلاح اجتماعى ) مدينهء لهو و لعب را مدينهء يساره گويند .

مدينه شقوه

- ( اصطلاح اجتماعى ) از اقسام حكمت عملى است و آن كشورى باشد كه مردمش به تمتعات و بهرهاى مادى توجه كنند و غايت زندگى را لذات مآكل و مشارب و لهو و لعب دانند . ( از آراء اهل مدينه ص 91 ) .

مَدينهء ضارَّه

- ( اصطلاح اجتماعى ) و از اقسام حكمت عملى است و آن كشورى است كه مردمش را آراء و عقايد فاسده باشد و پاىبند بخرافات و موهومات باشند و رئيس آن خود را ملهم از ناحيه