خدا داند و حال كه چنان نباشد و متوسل به خدعه و نيرنگ گردد و بديهى است كه او را رياست فاضله نباشد ( از آراء اهل مدينه ص 92 ) .
مَدينهء ضالَّه
- ( اصطلاح اجتماعى ) و اما مدينهء ضاله آن بود كه سعادتى شبيه بسعادت حقيقى تصور كرده باشند و مبدأ و معادى مخالف حق توهم نموده و افعالى و آرائى كه بدان به خير مطلق و سعادت ابدى نتوان رسيد در پيش گرفته و عدد آن را نهايتى نبود .
( اخلاق ناصرى ص 256 رجوع به مدينه جاهله شود )
مَدينهء ضَرُورى
- ( اصطلاح اجتماعى ) اما مدينهء ضرورى اجتماع جماعتى بود كه غرض ايشان تعاونى بود بر اكتساب آنچه ضرورى باشد بر قوام ابدان از اقوات و ملبوسات و وجوه مكاسب بسيار بود بعضى ممدوح مانند فلاحت و شبانى و بعضى مذموم مانند دزدى و . . .
( از اخلاق ناصرى ص 246 ) . و بالجمله مدينه ضروريه نيز يكى از اقسام مدينهء جاهله است كه مردمش تنها بر بدست آوردن مآكل و مشارب و ساير بهرهاى مادى ديگر اكتفاء كنند
مَدينهء فاسِقَه
- ( اصطلاح اجتماعى ) مدينهء فاسقه مدينهء بود كه مردمش بدنبال شهوات و اميال نفسانى روند و افعال آنها افعال زمان جاهليت باشد و هر كس براى برخوردار كردن شهوات خود راهى گزيند چنان كه مدينهء ضاله ( سياسات مدنيه ص 73 ) . و بالجمله آراء آنها آراء مدينه فاضله و سعادت را دريابند و لكن افعال مردمش مانند افعال مردم مدينهء جاهله است .
( آراء اهل مدينه ص 99 ) .
مَدينهء فاضِلَه
- ( اصطلاح اجتماعى ) مدينهء فاضله مدينهء بود كه مردمش سعى در بدست آوردن سعادت حقيقى كنند و ادارهاش بدست حكما و افاضل بود و هر كس براى سعادت آن كارى كند و عدالت اجتماعى را علماء و افاضل بدست گيرند كه دانند چه كنند و سعى در تكميل ديگران كنند و بالاخره مدير آنها افاضل و حكما باشند و سعى در تهذيب ديگران كنند ( از اخلاق ناصرى ص 246 و سياسات مدنيه ص 57 ) .
مَدينهء كَرامت
- ( اصطلاح اجتماعى ) اما مدينه كرامت اجتماع جماعتى بود كه تعاون كنند بر وصول بكرامات قوتى و فعلى و آن كرامات يا از ديگر اهل مدن يابند يا از همديگر و بر تساوى يابند يا بر تفاضل و كرامت بر تساوى چنان بود كه يكديگر را بر سبيل فرض اكرام كنند ( اخلاق ناصرى ص 247 ) .
و « هى التى قصدها اهلها على ان يتعاونوا على ان يصيروا مكرمين ممدوحين مذكورين مشهورين بين الامم ممجدين معظمين بالقول و الفعل . . . » ( آراء اهل مدينه ص 91 ) .
مَدينهء مُبَدِّلَه
- ( اصطلاح اجتماعى ) از اقسام حكمت عملى است و آن كشورى است كه آراء و عقايد و مراتب ادراك مردمش مانند مردم مدينه فاضله است و لكن آراء فاسده و باطله هم در افعال