جز آنچه در حقيقت سعادت نهايى است و افعال و اعتقاداتى بدانها تلقين و براى آنان ترسيم شده باشد كه به وسيلهء هيچ كدام نتوان به سعادت حقيقى رسيد .
نَوابِتِ مدينههاى فاضِلَه
نوابت در مدينههاى فاضله خود بر چند گروهند ، گروهى از آنان افرادى هستند كه به افعال و اعمالى كه موجب سعادت حقيقى است تمسك مىكنند و لكن قصد و غرض آنان از آن كارها و اعمال رسيدن بدان سعادت نمىباشد و بلكه از انجام آن اعمال چيز ديگرى را طالبند يعنى امورى را كه مىتوان از راه تظاهر به فضيلت بدانها رسيد . مانند رسيدن به كرامت ، رياست ، ثروت يا غير آن اين گونه افراد را شكارگر نامند .
گروهى ديگر كسانى هستند كه اصولا به هدفهاى مدينههاى جاهله گروش دارند و اميال و اغراض آنها را طالبند ، نهايت سنت قوانين مردم مدينه مانع از آنها مىباشد به ناچار تكيه بر كلمات و الفاظ قانونگذارى مىكنند و كلمات قانونگذار را در سنتها و توصيههايش مورد تأويل قرار مىدهند و موافق با خواست و اميال خود تأويل مىنمايند و حتى از راه تأويل خواست و اميال خود را زيبا مىنمايند اين گونه افراد را محرفه نامند .
گروهى ديگر قصد تحريف ندارند و لكن به واسطهء قصور فهم خود و نارسائى آنان به هدف و قصد قانونگذار و نقصان و كوتاهى علم آنان به سخنان شارع ، سنتها و مسائل مربوط به قوانين و سنتهاى مدينه را بدين جهات واژگونه مىفهمند يعنى بر خلاف هدف و قصد شارع ، و بنا بر اين كارها و اعمال آنان خارج از خواست رياست مدينهء فاضله خواهد بود ، و گمراهاند ، در حال كه خود نمىداند كه گمراهاند ، اين گونه افراد را مارقه نامند .
گروهى ديگر كسانى هستند كه آنچه ذكر شد در قوهء متخيلهء خود حاضر مىكنند و تقريبا معرفت خيالى نسبى بدانها دارند ، لكن بدان چه ازين اصول مىدانند نمىگروند و در حقيقت قانع نمىشوند و به وسيلهء بيانات خود اقدام به بطلان آنها هم مىكنند هم براى خود و هم براى غير خود ، و البته اين كارها را نه براى عناد با مدينهء فاضله مىكنند و بلكه طالب حقند و مىخواهند راهنمائى شوند .
البته كسانى كه درين وضع و حالند بايد در مقام تربيت و راهنمائى آنان برآمد و به طبقهء بالاتر از متخيلات موجودشان هدايت كرد ، امورى كه قابل ابطال با آن گونه گفتارها نباشد ، حال اگر قانع شدند كه مطلوب حاصل است و رها مىشوند و اگر نشدند و مجددا به موارد شك و ايراد و عنادى كه ممكن است يابند واقف شدند و ايراد كردند باز هم به وسيلهء امور متخيلى بالاتر بايد با آنها بحث شود و همين طور تا آنگاه كه به وسيلهء امورى از اين نوع ، نهايت در مراتب بالاتر قانع شوند و هرگاه چنين پيش آيد كه مطلقا به وسيلهء اين گونه امورى كه فراخور آنها است و از متخيلات و تمثيلات است قانع نشوند بايد به وسيلهء طرح حقايق و طرح مسائل ديگر عقلى با آنها وارد