سخن نگويد .
7 - كم خفتن يعنى در هر شبى بيش از دو دانك خواب نكند .
8 - خاطر شناختن و آن چهار قسم است خاطر شيطانى ، نفسانى ، ملكى ، رحمانى .
9 - نفى همهء خواطر است .
10 - ذكر دائم .
( رجوع شود به انسان كامل ص 105 ) .
چَليپا
- ( اصطلاح عرفانى ) معرب صليب است كه شعار نصارا است و آن دارى بود كه به اعتقاد نصارا حضرت مسيح را بدان دار زدند و صليب كردند و گويند از طلا و نقره صليب سازند .
در اصطلاح عرفا چليپا عالم طبيعت را گويند .
بيم است كه از عشق رسوا گردم * دفتر بنهم گرد چليپا گردم
گر تو ز پى رهى مسلمان نشوى * من خود ز پى عشق تو ترسا گردم
كى بميدان تو يابم اين دو سه گوى جهان
عراقى گويد :
در خم چوگان وحدت ناگهان انداخته
چِهرِه
- ( اصطلاح عرفانى ) چهره ، تجليات را گويند كه بر كيفيت آن مطلع شود و نيز گويند چهره عبارت از تجليات حق است در حال غيبت سالك .
صائب گويد :
هر كه در بزم من آن چهره خندان ديدست * در دل آتش سوزنده گلستان ديدست
چِهرهء گُلگُون
- ( اصطلاح عرفانى ) تجليات مطلق را گويند كه بر دل عارف ساطع شود .
مغربى گويد :
بيا كه كردهء از نقش غير آينه پاك * كه تا تو چهرهء خود را به دو كنى ادراك
اگر نظر نكنى سوى من در آينه كن * تو خود به مثل منى كى نظر كنى حاشاك
چُوگان
- ( اصطلاح عرفانى ) مقادير احكام را گويند و گفتهاند : مراد از چوگان تقدير جميع امور است بطريق جبر و قهر ( كشاف ص 555 ) .