تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
منع كردن واجب است . و ديگر آنكه خداى تعالى بر نفقه كردن مدح گفته است آنجا كه گفت .
« وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ »
كه اگر حرام روزى باشد خداى تعالى بر معصيت مدح گفته باشد ، و به آن فرموده است ، آنجا كه گفت :
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ »
، و ديگر آنكه روزى خداى مىدهد ، و اگر حرام روزى باشد خداى تعالى داده باشد ، و روا نبود كه خداى تعالى به آنچه داده باشد مؤاخذه كند ، پس حرام روزى نباشد . ( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 126 )

روضه

- ( اصطلاح نجومى ) رجوع شود به نسق شامى .

رَوع

- ( اصطلاح عرفانى ) روح انسانى را گويند باعتبار خوف و فزع آن از قهر مبدع قهار كه فرمودند « ان روح القدس نفث فى روعى . . . »

رُوى

- ( بضم را اصطلاح عرفانى ) روى تجليات را از معانى نورى و صورى گويند كه بذوقى منتهى گردد و نيز انوار ايمان و فتح ابواب عرفان و رفع حجب از جمال حقيقت را گويند . ( كشاف ص 1557 )

رَوىّ

- به فتح راء و تشديد ياء ( اصطلاح ادبى ) حرفى است كه بر او قصيده استوار و بدان نسبت داده شود و گفته شود مثلا قصيدهء لاميه يا ميميه و بالجمله حروف آخر قافييه را گويند و در اين مورد اختلاف زياد است و گفته‌اند آخرين حرف اصلى از الفاظ متشابه الاواخر و متغاير المعانى است و چهار حرف قبل از آن و چهار بعد از آنست . رجوع شود به ( كشاف ج 1 ص 670 - المعجم ص 153 - 208 - دره نجفى ص 68 ) .

رؤيا

- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) يعنى خوابهائى كه درست و مطابق با واقع است و بالجمله آنچه انسان در خواب بيند اگر مطابق با واقع باشد رؤياى صادقه گويند . كاشانى گويند : نفس در اثر اتصال به نفوس فلكى نقوشى در وى مرتسم ميگردد و بحوادث آينده علم پيدا مىكند و اين معنى هم در عالم خواب دست ميدهد و هم در بيدارى آنچه در خواب باشد رؤياى صادقه و آنچه در بيدارى باشد مكاشفه و آنچه ما بين نوم و يقظه دست دهد خلسه گويند و اين نقوش اگر در عالم خواب منقش گردد اگر معلول امور مزاجى و مادى باشد نه بواسطهء اقتباس از مبادى عاليه آن را اضغاث احلام نامند و آنچه از مبادى عاليه باشد كشف و شهود گويند و روايت است كه « اول ما بداء به رسول الله من الوحى الرؤيا الصادقة فى النوم » و اين رؤيا جزئى از نبوتست و در مورد حضرت ابراهيم فرموده‌اند
« قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا »
. ( از مصباح الهداية ص 161 ، 92 كشاف ص 597 )

رُؤيَت

- ( اصطلاح فلسفى ) رويت عبارت از معرف است بعد از فكر و تدبر زياد و بالجمله معرفتى كه منشأ آن فكر و تأمل زياد است رويت گويند . ( از اسفار ج 1 ص 327 )

رؤيَت

- ( اصطلاح عرفانى ) در اصطلاح عرفا رؤيت عبارت از مشاهدهء به بصر است خواه در دنيا و خواه در آخرت باشد و مراد از رؤيت در اصطلاح صوفيان رويت حق و لقاء او است كه
« مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ »
. رؤيت عيان در اين جهان متعذر است