( از آثار ص 236 )
رُوزِ الَست
- ( كلامى ) مأخوذ از قرآن مجيد است كه فرمودند
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
روزى كه خداوند از بندگان پيمان گرفت كه كفر نورزند و تسليم حق باشند كه فرمود :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ
در روز الست بلى گفتى * امروز به بستر لا خفتى
رُوزه
- ( اصطلاح عرفانى و فقهى ) نزد عارفان ترك و ايثار و تصفيه را گويند .
انصارى گويد : روزه جوانمردان طريقت به زبان اهل معرفت بشنو و ثمرهء سرانجام آن بدان . چنان كه تو تن را بروزهدارى و از طعام و شراب بازدارى ، ايشان دلرا به روزه درآرند و از جملهء مخلوقات باز دارند تو از بامداد تا شبانگاه روزه دارى ، ايشان از اول عمر تا به آخر عمر روزه دارند :
جوانمردان طريقت گفتهاند « صوموا لرؤيته و افطروا لرؤيته » .
از روى اشارت كنايت است از حق جل جلاله ، فردا آن كس كه بنفس روزه داشت شراب سلسبيل و زنجيبل بيند ، از دست فرشتگان و ولدان ، و آن كس كه بدل روزه داشت ، شراب طهور گيرد ، در كأس محبت ، بر بساط قربت ، از يد صنعت ، شرابى كه هر كه از آن جرعهء چشيد جانش در هواى فردانيت بپريد ، شرابى كه از آن بوى وصل جان آيد ، گر دو صد جان در سر آن كنى شايد ، شرابى كه مهر جان بر آن مهر نهاده ، همه مهرها در آن يك مهر بداده ، همه آرزوها در آن آرزو بينداخته همهء جهان و نيز دل و جان باميد او باخته .
الهى : ما را بر اين درگاه همه نياز روزى بود ، كه قطرهء از آن شراب بر دل ما ريزى ، تا كى ما را بر آب و آتش بر هم آميزى .
( از عده ج 1 ص 494 )
روزهء سُنَّت
- ( اصطلاح فقهى ) و روزهء سنت ، روزهء ماه رجب است ، و ماه شعبان ، و اولين روز از رجب ، و سيزدهم وى مولد امير المؤمنين ع است ، و بيست و هفتم و مبعث پيغمبر است ص ، و روز پانزدهم شعبان ، و هفدهم ربيع الاول مولد پيغمبر است ، و روز اول ذو الحجه مولد ابراهيم پيغمبر است ، و روز عرفه ، و روز غدير هژدهم ذو الحجه ، و روز دحو الارض بيست و پنجم ذو القعده ، و اولين پنج شنبه از دههء اول هر ماهى ، و اولين چهارشنبه در دههء ميانين ، و آخرى پنجشنبه از دههء آخرين ، و ايام البيض و آن سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماهى بود .
اين روزها آنست كه سنت مؤكده است روز داشتن درو .
( معتقد الاماميه ص 296 )
روزهء قَضا
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به روزه شود .
روزهء كَفّاره
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به روزه شود .
روزهء واجب
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به روزه شود .
روزى
- ( اصطلاح فقهى ) روزى تمكين دادن حيوان است از چيزى كه روا باشد وى را از آن نفع گرفتن ، و كس را نباشد كه وى را از آن منع كند .
و حرام روزى نباشد ، از براى آنكه از حرام