رُهبان
- ( اصطلاح عرفانى ) كلمهء رهبان در لغت معلوم است و به كسى گويند كه از خلق گريزان باشد و گوشهء دور از خلق جهت عبادت خالق گزيند و اين از خصوصيات مذهب مسيح است و رهبانان از كليهء تعلقات دنيا وى ببرند .
عطار گويد :
رهبان دير را سبب عاشقى چه بود * كو روى راز دير بخلقان نمىنمود
از نيستى دو ديده بكس مىنكرد باز * وز راستى روان خلايق نمىربود
در ملت مسيح روا نيست عاشقى * او عاشق از چه گشت چرا در بلا فزود
مانا كه يار ( او ) بخرابات بر گذشت * و ز حال دل به نغمه سرودى همىسرود
رهبان طواف دير همىكرد ناگهان * كآوا ز آن نگار بتان ناگهان شنود
در سخنان عرفا از القاب حضرت رسول هم آمده است .
انصارى گويد : مصطفى رهبان شريعت است ، عنوان حقيقت است قرآن دلها را عدت است ، و جهان به تصرف ، مصطفى كل كمال است و جملهء جمال .
( از عده ج 5 ص 653 )
رَهبَت
- ( اصطلاح عرفانى ) رهبت و تقوى دو مقام است از مقام ترسندگان و در جمله ترسندگان راه دين بر شش قسماند ، تايبانند و عابدانند و زاهدان و عالمان و عارفان و صديقان .
تايبان را خوف است چنان كه گفت :
« يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ »
و عابدان را وجل
« الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ »
و زاهدان را رهبت
« يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً »
و عالمان را خشيتست
« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
و عارفان را اشفاق
« إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ »
و صديقان را هيبت
« وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ »
( عده ج 1 ص 177 )
رَهط
- ( اصطلاح درايه ) در اصطلاح درايه عدهء كه ما فوق سه و كمتر از ده نفر باشند رهط گويند از ( درايه ص 158 )
رَهن
- ( اصطلاح فقهى ) و در لغت ثبوت ، دوام و حبس باشد و نام است مر آنچه را كه وثيقهء دين است و از عقود لازمه است از طرف راهن تنها . و نياز بايجاب و قبول دارد و لفظ ايجاب « رهنتك او وثقتك او هذار هن او هذار هن عندك او على مالك » مىباشد و قبول « قبلت و شبه آن » مىباشد آنكه مالك است و رهن دهد راهن و رهنگيرنده را مرتهن نامند و بالجمله رهن عبارت از آنست كه عين مال كه داراى قيمتى باشد وثيقه قرار دهند كه آن را عين مرهونه نامند راهن و مرتهن هر دو بايد بالغ و عاقل و جايز التصرف در اموال خود باشند پس از انجام رهن عين مرهونه در تسلط مرتهن در آيد كه منافع آن راهن است و رهن در منافع روا نباشد و بايد در اعيان باشد ( از الفقه على . . . ج معاملات ص 319 - شرح لمعه ج 1 ص 307 - صيغ العقود ص 117 - كشاف ج 1 ص 653 ) .
و هو وثيقة للدين و الايحاب رهنتك او وثقتك او هذا رهن عندك او على مالك و يكفى الاشارة فى الاخرس او الكتابه معها فيقول المرتهن قبلت و شبه و يشترط دوام