اما در آخرت مؤمنان را موعود است به حكم
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
و كافران را ممنوع به حكم
« كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ »
مؤمنان حق را در دنيا به ديدهء ايمان بينند و در آخرت به نظر عيان « انكم سترون ربكم يوم القيامة » كما ترون القمر ليلة البدر » .
( از مصباح الهداية ص 37 ، 39 ) بالجمله در اصطلاح صوفيان رؤيت حق لقاء اوست كه
« مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ »
.
رؤيت عيان در اين جهان متعذر است اما در آخرت مؤمنان را موعود است به حكم
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
و كافران را ممنوع به حكم
« كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ »
.
مؤمنان حق را در دنيا بديدهء ايمان بينند و در آخرت به نظر عيان « لانكم سترون ربكم يوم القيمة كما ترون القمر ليلة البدر » ( مصباح الهدايه ص 37 ، 39 تاريخ تصوف ص 646 ، لمع ص 350 ) پير طريقت گفت : آن ديده كه او را ديد بديدن غير او كى پردازد ؟ آن جان كه با او صحبت يافت ، با آب و خاك چند سازد ؟ خو كرده در حضرت مواصلت ، مذلت حجاب چند برتابد ، و الى به شهر خويش در غربت عمر چون بسر آرد ؟
( از عده ج 5 ص 452 ) حضرت امير فرمودند
« لا اعبد ربا لم اره »
بحث متكلمان اين است كه آيا خدا در روز قيامت ديده مىشود يا نه معتزله و جهم بن صفوان گويند خداوند در آخرت رؤيت نشود از عكرمه و حسن روايت شده است كه رؤيت خدا ممكن مىشود ، مجسمه گويند خدا هم در دنيا و هم در آخرت رؤيت شود عدهء ديگر مانند اهل سنت و مرجئه و ضرار بن عمرو كه از جملهء معتزله است گويد خدا در آخرت رؤيت شود و در دنيا رؤيت نمىشود البته مطابق موازين و اصول فلسفى و روايات و آيات خدا قابل رؤيت نبود و آيات و روايات متشابهى كه مفهم و موهم اين معنى بود تأويل شده است .
( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 3 ص 2 )
رُؤياء صادِقَه
- ( اصطلاح عرفانى ) يعنى خوابهائى كه درست و مطابق با واقع است و بالجمله آنچه انسان در خواب بيند اگر مطابق با واقع باشد رؤياى صادقانه گويند .
كاشانى گويد نفس در اثر اتصال بنفوس فلكى نقوشى در وى مرتسم ميگردد و به حوادث آينده علم پيدا مىكند و اين معنى هم در عالم خواب دست ميدهد و هم در بيدارى ، آنچه در خواب باشد رؤياى صادقانه و آنچه بين نوم و يقظه دست دهد خلسه گويند و نيز اين نقوش اگر در عالم خواب منقش گردد اگر معلول امور مزاجى و مادى باشد نه بواسطهء اقتباس از مبادى عاليه آن را اضغاث احلام نامند و آنچه از مبادى عاليه باشد كشف و شهود گويند ، و روايت است كه
« اول ما بدء به رسول الله من الوحى الرؤيا الصادقة »
و اين رؤيا جزئى از نبوت است كه در مورد حضرت ابراهيم فرمودند
« قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا »
( از مصباح الهدايه ص 92 - 161 كشاف ص 597 ) .