تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 925

مساهمون:

ص٩٢٥
را روح القدس ناميده است در قرآن مجيد نيز كلمهء روح القدس به كار برده شده است . و در هر حال اين اصطلاح از مختصات فلسفهء اسلامى و عرفان است و گاه مراد از روح القدس عقل بالمستفاد است و عقل را در مرتبت اجمال نيز روح القدس ناميده‌اند . ( از اسفار ج 4 ص 89 ، 166 ، 79 ، 107 ج 1 ص 72 ) . و رجوع بزيت ، زيتونه ، زجاجه شود .

رُوحُ المَمات

- ( اصطلاح عرفانى ) جوهرى كه با خروج آن موجود زنده فانى شده و بميرد روح ممات مينامند در مقابل روح حيات كه بوسيلهء آن اكل و شرب و حس و حركت انجام مىشود و در محل خود بيان شد كه فلاسفه براى روح مراحلى قائل شده‌اند و بلكه به روح متعدد قائل‌اند كه از جمله همان جرم لطيف بخارى است و همان روحى است كه منشأ حس و حركت است و در نتيجه مبدأ حركات و جنبش‌هاى حيوانى است و حيات و ممات حيوان بستگى بدان دارد و از اين جهت هم روح حيات است و هم روح ممات از آن رو كه با وجود آن حيات بر قرار است و با رفتن آن مرگ و فنا و تلاشى بدن « قال ابو سعيد القرشى الروح روحان روح الحياة و روح الممات فاذا اجتمعتا عقل الجسم ، و روح الممات هى التى اذا خرجت من الجسد يصير الحى ميتا و روح الحياة ما به مجارى الانفاس و قوة الاكل و الشرب و غير هما » . ( از اسفار ج 4 ص 79 و رجوع شود به ش ص 462 - شفا ج 1 ص 521 - دستور ج 2 ص 145 - زاد المسافرين ص 225 )

روح نباتى

- ( فلسفى ، عرفانى ) عزيز - الدين نسفى گويد : بدان كه روح نباتى جوهر است و مكمل و محرك جسم است بالطبع و روح حيوانى جوهر است و مكمل و محرك جسم است بالاختيار و روح انسانى جوهر بسيط است و مكمل و محرك جسم است بالاختيار و العقل و اگر اين عبارت را فهم نمىكنى بعبارت ديگر بگويم . بدان كه روح حيوانى مدرك جزئيات است و روح انسانى مدرك جزئيات و كليات و روح حيوانى دريابندهء نفع و ضرر است و روح انسانى دريابنده نفع و ضر و انفع و اضر است ، روح انسانى حى و عالم و مريد و قادر و سميع و بصير و متكلم است و نه چنين است كه از موضعى مىبيند و از موضعى ديگر مىشنود و از موضعى ديگر مىگويد . ( از انسان كامل ص 27 )

رُوحِ نَفسانى

- اين اصطلاح هم عرفانى و هم فلسفى است و منظور روح حيوانى بود ، آدمى با ديگران حيوانات در اين سه روح شريك بود يعنى روح نباتى ، روح حيوانى و روح نفسانى . و لكن بروح انسانى از ساير حيوانات جدا گردد . روح حيوانى پس از آن آيد كه روح نباتى قوت گيرد و كمال يابد و چون روح حيوانى كمال گيرد زبده و خلاصهء آن را دماغ به خود جذب كند و زبده و خلاصهء آن را روح نفسانى نامند ، روح انسانى از قبل اين سه روح بود زيرا روح انسانى از عالم علوى است و روح نباتى . حيوانى و نفسانى از عالم سفلى بود ( از انسان كامل ص 23 ) . رجوع بزيتونه ، و زجاجه شود .