القاء القاءكنندهء علوم غيب است بر قلوب كه جبرئيل باشد و گاه اطلاق بر قرآن شود .
( از كشاف ص 549 )
رُوحُ الأمين
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد جبرئيل است كه
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ »
.
( از ش ص 250 )
رُوحِ إنسانى
- اين اصطلاح فلسفى و هم عرفانى است عزيز الدين نسفى گويد :
اهل شريعت گويند انسان چون تصديق انبيا كرد و مقلد انبياء شد بمقام ايمان رسيد و نام او مؤمن گشت و چون علاوه بر آن عبادت بسيار كرد بمقام عبادت رسيد و نام او عباد گشت و چون علاوه بر آن روى از دنيا به كلى بگرداند بمقام زهد رسيد و نام او زاهد گشت و چون علاوه بر آن اشياء را آن طور كه هست بديد و بدانست خود و پروردگار را شناخت بمقام معرفت رسيد و نام او عارف گشت و چون علاوه بر آن خداى او را به محبت و الهام خود مخصوص گردانيد بمام ولايت رسيد و نام او ولى گشت و چون علاوه بر آن حق تعالى او را به معجزهء خود مخصوص گردانيد و بر پيغام به خلق بفرستاد تا خلق را به حق دعوت كند بمقام نبوت رسيد و نام وى نبى گشت و چون علاوه بر آن حق تعالى او را به كتاب خود مخصوص گردانيد بمقام رسالت رسيد و نام او رسول گشت و چون علاوه بر آن شريعت اول را منسوخ گردانيد و شريعتى ديگر نهاد بمقام أولو العزم رسيد و نام او أولو العزم گشت و چون علاوه بر آن شريعت اول را منسوخ كرد و شريعتى ديگر نهاد به مقام خاتميت رسيد و نام او خاتم گشت ؟
اين بود ترقى روح انسانى روح مؤمن يك مرتبهء ترقى كرد و روح خاتم نه مرتبه چون اول و آخر را بدانستى اكنون باقى را هم بدان ، اهل شريعت گويند ترقى روح انسانى همين نه مرتبه بيش نيست و اين نه مرتبه همه اهل تقوى و علمند .
( رجوع شود به انسان كامل ص 28 - 29 )
رُوحِ بُخارى
- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود بروح و ( رسائل صدرا ص 255 - اسفار ج 1 ص 122 )
رُوحِ حِسّى
- ( اصطلاح فلسفى ) بابا افضل در تعريف روح حسى گويد : و روح حسى مردم را ارواح بسيار تابع و فرمان برند هر يك از آن كمال جسمى كه كمالات آلات حسى در وى نموده شود .
( از مصنفات ج 1 رساله 1 ص 31 )
روح حيات
- ( اصطلاح عرفانى ) روح حيات عبارت از بخار رطب است كه حيات بدن از آنست .
رُوحِ حَيوانى
- ( اصطلاح فلسفى ) روح حيوانى جسم لطيفى است كه محل آن تجاويف قلب صنوبرى الشكل است رجوع شود بفرهنگ علوى عقلى تأليف نگارنده .
در كلمهء روح و نفس .
( از شرح قيصرى ص 38 ) رُوحِ طَبيعى - رُوحِ عِلوى - رجوع شود بروح و ( مصنفات ج 1 رساله 1 ص 32 ) .
رُوحُ القُدُس
- ( اصطلاح فلسفى ، كلامى ) آنچه را فلاسفه جوهر عقلى ناميدهاند الهيون روح القدس مينامند بعضى گويند افلاطون جوهر عقلى