( لمع ص 338 - دستور ج 2 ص 142 )
رَمس
- ( اصطلاح عرفانى ) رمس و طمس بمعنى دفن هستند . هجويرى گويد رمس عبارت از نفى عين و اثر آن باشد از دل .
رَمل
- ( اصطلاح علوم غريبه ) ريگ و نام علمى است پيدا كردهء دانيال نبى و بفتحين هر بيتى است كه به هشت فاعلاتن تمام شود - ( از كشاف ج 1 ص 647 - دره نجفى ص 13 ) .
رَمىِ جَمَرات
- ( اصطلاح فقهى ) يكى از اعمال واجبهء حج است كه در روز معينى سنگهائى را مطابق با تشريفاتى بر ستون مخصوصى هدفگيرى نمايند .
در معتقد الاماميه آمده است .
و رمى روا نباشد الا به سنگ ريزه .
دليلش اجماع اين طائفه است ، و طريقهء احتياط ، و گفتار رسول ص :
« ايها الناس عليكم بحصى الخذف »
، و حصى سنگ ريزه باشد .
و اين سنگ ريزه بايد كه از حرم بود ، و از « مسجد حرام » و « مسجد حنيف » نباشد ، نه آنكه يك بار انداخته باشند . دليلش آنست كه رسول ص همچنين كرده است و گفته :
« خذوا عنى مناسككم »
. و بايد به مقدار سر انگشتى باشد ، و سياه مكروه بود ، و نبايد شكستن ، و هفت سنگ ريزه باشد ، هفت روز عيد در جمرهء عقبه بياندازد . و پس از عيد در آن سه جمره بيست و يك سنگ بياندازد : در هر يكى هفت جمرهء عقبه را .
و روز عيد بعد از بر آمدن آفتاب اندازد ، بر سبيل استحباب : و بعد از آنكه صبح بر آمده باشد مجزى باشد . و پيش از صبح روا نبود مگر ضرورت را ، و در ايام تشريق بعد از زوال . و اگر وقت فائت شود به آنكه ايام تشريق بگذرد ، سال آينده آن را قضا كند ، يا بفرمايد تا قضا كنند .
و ابتدا به « جمرهء عظمى » كند ، و اين آنست كه به منى نزديكتر است ، آنگه « وسطى » ، آنگه « عقبه » . اگر خلاف اين كند ، با سر گيرد از براى احتياط . و خلاف نيست ، كه پيغمبر ص برين ترتيب كرده است ، و فعل او چون در موقع بيان باشد ، واجب بود بوى اقتدا كردن .
و مستحب است كه نزديك جمرهء اول و دوم باستد ، و نزديك هر سنگى تكبيرى ميگويد ، و بر طهارت باشد ، و از پيش روى جمره باستد ، نه از بالاى او ، و ميان او و ميان جمره مقدار ده ارش باشد يا پانزده ارش ، و دعا بخواند در وقتى كه سنگ در دست وى باشد ، و انداختن سنگ بروجه « خذف » .
و اگر فراموش كند ، و در جمرهء اولين سه بيندازد ، و در آن دو ديگر تمام ، و با يادش آيد ، با سر گيرد . و اگر چهار انداخته باشد ، تمام كند ، و با سر نگيرد .
و اگر داند كه يك سنگ كم انداخته است ، و نداند كه كدامين است ، در هر يكى يك سنگ بيندازد . و اگر سنگ بر محل آيد ، آنگه بر زمين افتد ، مجزى بود . و اگر نيفتد ، ديگرى بيندازد .
( معتقد الاماميه ص 327 )
رِند
- ( اصطلاح عرفانى ) كلمه رند در اصطلاح متصوفان و عرفا بمعنى كسى است كه جميع كثرات و تعينات و جويى