و خواصى قائلند مثل اينكه گويند :
1 - حرف الف نورانى . نارى ، و بسيط است .
2 - حرف باء . صامت . بارد . يابس اولين مراتب عنصر ارض است .
3 - تاء صامت . بارد . يابس 4 - ثاء . صامت . حار . رطب هوائى .
5 - جيم . ناطق . نورانى . مثلث اول مراتب حرارت و رطوبت 6 - حاء . صامت . بارد . مائى .
7 - خاء . صامت . بارد .
8 - دال ناطق . بارد . رطب .
9 - ذال . ناطق . نارى . يابس .
10 - راء . صامت . مائى بارد 11 - زاء ناطق . حار . رطب هوائى 12 - سين . ناطق . حار . رطب ترابى 13 - ش . ناطق . حار . رطب يابس 14 - ص ناطق . يابس . ترابى 15 - ض ناطق . يابس 16 - ط . صامت . مذكر . نارى .
حار . يابس 17 - ظ . صامت . هوائى . رطب 18 - ع . ناطق . بارد .
19 - غ . ناطق . رطب 20 - فاء . صامت . بارد . يابس .
21 - قاف . ناطق . حار . رطب . يابس 22 - كاف . حار . رطب ناطق .
23 - لام . بارد . ناطق .
24 - م . ناطق . حار . يابس 25 - ن . ناطق . بارد . يابس 26 - و . يابس 27 - لا . هوائى .
28 - ى . بمانند تاء .
خَواطِر
- ( اصطلاح عرفانى ) خواطر عبارت از حصول حالت خاص است اندر دل كه با سرعت زائل شود و خاطر ديگرى جاى گزين آن گردد .
ابو القاسم قشيرى گويد : خواهر خطاباتى است كه بر ضماير وارد مىشود كه گاه بالقاء ملك است گاه بالقاء شيطان كه احاديث قفس است .
زمانى كه از طرف ملك و القاء آن باشد الهامست و اگر از طرف نفس باشد هوا جس است و هر گاه از طرف و بالقاء شيطان باشد وسواس است و اگر بالقاء رحمن باشد خاطر حق است .
اگر از طرف و بالقاء شيطان باشد داعى بر معصيت است ، اگر از طرف نفس باشد داعى بر پيروى از شهوت است .
بابا طاهر گويد : « ابداء الخواطر كفر و اخفائها جهل » كه نمايان كردن آن بر نفس كفر است ( از رساله قشيريه ص 41 - تاريخ تصوف ص 645 ) .
الخَوافِق
- ( هيئت ) جهات اربع را گويند .
خودبينى
- ( اصطلاح اخلاقى و عرفانى ) غرور ، خودخواهى و در خود نگريستن است كه مغاير خدابينى است كه از آداب سلوك خود نگريستن است :
خود را مبين كه خودبينى را روى نيست ، خود را منگار كه خود نگارى را راى نيست ، خود را مپسند كه خودپسندى را شرط نيست .
دور باش از صحبت خودپرور عادت پرست بوسه بر خاك كف پاى ز خود بيزار زن خود را منگار كه حق تو را مىنگارد .