ركاز چيست ؟
فرمود : زر و نقره كه خداى تعالى در زمين بيافريد ، روزى كه زمين را آفريد . و اين صفت معادن است .
و در هر چه از خرج سال افزون آيد ، از هر چه بدست آورده باشد ، خمس واجب باشد .
و وقت وجوبش استفادهء وى است .
و در گنج نصاب معتبر است ، و آن بيست دينار است و در عوض آنكه قيمت وى دينارى بود .
و خمس را به شش سهم قسمت كنند چنان كه در قرآن است :
فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى »
، يعنى : سهمى خداى راست ، و سهمى رسول را ، و سهمى ذى القربى را ، و اين امام است . سهم خداى رسول را باشد چون در حال حيات باشد ، و اگر نباشد سهم خداى و سهم رسول امام را باشد . و سهمى يتيمان را باشد ، و سهمى مسكينان را ، و سهمى راه گذريان را . چنان كه فرمود :
« وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ »
.
و گفتهاند ابن سبيل كسى باشد كه راه او زده باشند .
و اينان كه مستحقان خمساند ، آنانند كه منسوب باشند بامير المؤمنين ، و جعفر ، و عقيل ، و عباس . هر صنفى را از ايشان بر قدر كفايت سالشان بدهند ، چنان كه در نفقه كردن ، ميانه نگاه دارند و اسراف نكنند ، و دريشان ايمان اعتبار كنند .
و دليل بر آنكه ذى القربى امام است ، و از خويشان رسول است ، آنست كه « ذو » لفظى است مفرد واجب بود كه شخصى معين بود .
و « لام » در قربى و يتامى و مساكين بمنزلت اشارت است برسول ص ، و ضميرى كه راجع با وى ، زيرا كه لام تعريف عهد است يا عوض از مضاف اليه ، تقديرش اين است : « و لذى قربى و يتامى و مساكين » .
و مشهور است كه رسول ص از غنيمتى كه گرفتندى ، خمس بيرون كردى ، و بر بنى هاشم خاص قسمت كردى ، و باقى بر لشكر قسمت كردى .
( معتقد الاماميه ص 276 ، 278 )
خَمسهُ مُتَحيّره
- ( اصطلاح نجومى ) پنج سياره را از سيارات هفتگانه يعنى بجز ماه و خورشيد پنج سيارهء ديگر را خمسهء متحيره نامند باعتبار اينكه حركات آنها گاهى رجوعى بود و گاه در استقامت بود و گاه در بطوء و گاه در سرعت .
خُمُود
- ( اصطلاح اخلاقى ) خمود بمعنى سكون است و اصطلاح اخلاقى است و يكى از كيفيات نفسانى است رجوع به عدالت و عفت شود .
( از اسفار ج 2 ص 38 ) خواجه طوسى گويد : و اما خمود سكون بود از حركت در طلب لذات ضرورى كه شرع و عقل در اقدام بر آن رخصت داده باشد از روى اختيار نه از راه نقصان خلقت .
شهوت و آن طرف تفريط ( عفت ) است ( از اخلاق ناصرى ص 84 )
خَوارِج
- ( اصطلاح كلامى ) از اصطلاحات كلامى است و فرقهاى هستند كه در جنگ صفين از صفوف حضرت على جدا شدند و با شعار الحكم لله او را و نيز معاويه را واجب القتل دانستند و اين فرقه