تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
458 )

خُماسى

- ( اصطلاح ادبى ) و در زبان عرب كلماتى كه از پنج حرف اصلى تشكيل شده باشند خماسى مجرد گويند ( از كشاف ج 1 ص 463 ) .

خَمر

- ( اصطلاح فقهى و عرفانى ) مراد شراب بود و آن در اسلام حرامست به حكم
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ »
. و فرمودند
إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
در نزد اهل ذوق خمر و يا مى كنايت از جوشش انوار ملكوتى است و ريزش آن بر دلهاى صافى دلان آن چنان كه واله و حيران شوند و آن شرب و ذوق است . رجوع به مىشود .

خُمخانه

- ( اصطلاح عرفانى ) عالم تجليات ظاهر را گويند كه در قلب است و مهبط غلبات عشق را گويند :
ساقى ار بخشد تو را خمخانهء * شادى او نوش ميكن بيحساب
مولوى گويد :
گفتا هله مستانه ، بنماره خمخانه * گفتم كه برو طفلى ، خمار چه ميجويى ؟ گفتا ز چه بيهوشى ، بنماى چه مينوشى ؟ * گفتم برو مسكين هشدار چه مىجويى ؟ سر بر در خمخانه ، زد آن سگ فرزانه * چون ديد در آن درگه شكر و شكرافزايى بيرون برو اى خواجه ، زين صورت ديباچه * اين جاست تماشاها ، تو مرد تماشايى ؟

خمستان

- ( عرفان ) خمخانه : عراقى گويد :
از خمستان جرعهء بر خاك ريخت * جنبشى در آدم و حوا نهاد عقل مجنون در كف ليلى سپرد * جان وامق در لب عذرا نهاد دمبدم در هر لباسى رخ نمود * لحظه لحظه جاى ديگرى پا نهاد

خُمِ عِشق

- ( اصطلاح عرفانى ) مراد قلب عاشق شيدا است كه از غلبات عشق بيتاب و واله شود . شاه نعمت الله گويد :
مى زخم عشق مىنوشيم ما * خلعتى از عشق مىپوشيم ما در طريق عاشقى چون عاشقان * مدتى شد تا كه ميكوشيم ما عاشقانه همچو خم مى فروش * باز سر مستيم و در جوشيم ما

خُمس

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى يك پنجم و در فقه يك پنجم از اموال است و هر كس بايد از درآمد خود و ما زاد بر مخارجش يك پنجم مالش را به فقراء سادات بدهد . يعنى منسوبان بنى هاشم از طرف پدر به حكم
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ »
و در هر حال خمس در هفت امر واجب است 1 - غنيمت يعنى آنچه را مسلمين در جنگ باذن نبى يا امام از اموال كفار بدون سرقت و غارت بدست آورند از اموال منقول و از جمله فديهء مشركين است 2 - معادن 3 - آنچه از ته دريا به غواصى بيرون آيد 4 - ارباح مكاسب از تجارت و زراعت 5 - حلال
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 818 | سيد جعفر سجادى