تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
ج 1 ص 208 ) .

جُبّائيَّه

- ( اصطلاح كلامى ) اصحاب على بن محمد بن عبد الوهاب و از فرقهء معتزله‌اند ( از ملل و نحل 96 ) . و آنها گويند خدا متكلم است به كلامى كه خود آفريده است در جسم و مرتكب گناه كبيره نه مؤمن است نه كافر و بين بين است و اولياء را كرامتى نيست . ( از كشاف ج 1 ص 205 ) .

جَبّار

- ( اصطلاح نجومى ) و آن جوزاء و نام يكى از صور كواكبى بود در نيم كرهء جنوبى شامل 38 كوكب داخل در صورت و آن به صورت مردى ماند ايستاده در ناحيهء جنوب او را سرى بود و دو پا و او را بدان سبب گويند كه بدست او عصائى بود و بر وسط او شمشير نهاده است . ( از صور كواكب ) .

جَبْر

- ( اصطلاح كلامى ) جبر در لغت به معناى شكسته بستن و نيكو كردن است « جبر و اجبر و تجبر و اجتبر » يعنى بعد از شكسته شدن و درهم ريختن اصلاح و ترميم گرديد و به معناى بىنياز كردن فقير و به معناى الزام و اكراه و اجبار آمده است . مفهوم فلسفى آن به معناى ملجأ و مجبور بودن انسان است در افعال خود . مسأله جبر و اختيار يكى از مسائل مهم فلسفى و عقلى و كلامى است كه اكثر فلاسفه و متكلمان در حل آن مانده و در بيان آن حيران و سرگردانند . در رسائل اخوان الصفاء است كه مسأله جبر يكى از مسائل مورد بحث و اختلاف بين مردم و عقلا است و از زمانهاى گذشته مردم دو دسته بوده‌اند يكى جبريه و ديگرى قدريه كه خلاصه نظر و عقيده آنها اين است كه تمام موجودات و افعال تابع قضا و قدر الهىاند . ( از اخوان ج 4 ص 35 ) . در هر حال طرح اين مسأله چنين است كه آيا مردم در افعال و حركات خود مختارند و يا ملجأ و يا اراده حق تعالى شامل تمام افعال و حركات و سكنات بندگان هم مىشود و يا نه يعنى ما كه انسان هستيم و داراى شعور و ادراك ميباشيم افعال خود را به اختيار خود انجام ميدهيم يا آنكه همانطور كه وجود ما ناشى از مبدأ ديگرى است افعال ما هم از مبدأ ديگرى است و ما در افعال خود اختيارى نداريم اين مسأله بطريق فوق مورد توجه متكلم است . و طرح آن از نظر حكيم چنين است كه ما كه انسان هستيم و داراى عقل و شعور و اراده ميباشيم آيا در افعال خود مقهور حوادث و طبيعت و الزام طبيعى و محيطى و تابع علل و معلول خاص هستيم كه در اختيار ما نيست يا نه آيا افعال ما تابع قانون خاص عليت است و نظام طبيعت ما را بهر طرف كه نظم اوست ميبرد . متكلم گويد : اگر ما در افعال خود مختار نباشيم پس ارسال رسل و انزال كتب و احكام عبادى و غيره چه معنى دارد و اگر مختاريم معنى قضا و قدر و لوح محفوظ و محو و اثبات و قدرت الهى و آيات و اخبارى كه در مورد اراده و خواست خدا آمده است كه
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي »
چه معنى دارد . از نظر فيلسوف اگر انسان مختار باشد پس معنى قانون عليت و نظام طبيعى چيست و اگر مجبور باشد پس مقررات و قوانين اجتماعى و اخلاقى براى چيست و چرا هر فردى جورى فكر مكند و افعال و حركات
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 628 | سيد جعفر سجادى