شرط است كه محل و جايگاه نمازگزار غصب نباشد و بهر حال در شرايط صحت نماز امورى بايد رعايت شود از جمله غصب نبودن محل نمازگزار است .
در معتقد الاماميه آمده است :
نماز درست نباشد الا در جائى كه ملك باشد ، يا در حكم ملك .
و سجدهء پيشانى صحيح نباشد مگر بر آنچه نام زمين بر وى افتد ، يا بر آنچه از زمين برويد ، به شرط آنكه آن را نخورند و نپوشند ، چون پاك باشد .
دليل بر آنكه جاى سجده مييايد كه بر زمين باشد يا آنچه بر زمين برويد به شرط آنكه آن را نخورند و نپوشند ، اجماع اين طائفه اماميه است ، و اجماع ايشان حجت است .
ديگر قول رسول خداى :
« جعلت لى الارض مسجدا و ترابها طهرا »
، يعنى : اينجا جاى سجدهء من گردانيدهاند . و اگر چيزى ديگر بجاى سجده روا بودى تخصيص زمين را هيچ فائده نبودى .
ديگر هر چه اين طائفه بر آن سجده ميكنند باتفاق صحيح است ، و بر غير آنچه ايشان سجده ميكنند ، از آنچه خورند يا پوشند ، اتفاقى نيست .
پس احتياط آنست كه سجده بر آن آن كنند كه ايشان ميكنند ، تا بر برائت ذمت خود بيقين باشند .
ديگر آنكه مأكولات و ملبوسات ، دنيا و زخارف دنياست ، جاى سجده را نشايد كرد .
ديگر آنكه سجده غايت تواضع است ، بايد كه بر چيزى بود كه در غايت حقارت باشد ، و آن خاك است ، يا آنچه نزديك باشد از چوب و سنگ و گياه ، و آنچه از اين بافته و ساخته باشند .
ديگر آنكه هر چه اين جماعت بر آن سجده ميكنند ، بر جواز آن دليلى هست قاطع ، و آن اجماع جميع مسلمانان است ، و بر جائز بودن بر غير آن دليلى نيست ، پس بايد كه سجده بر آن روا نباشد .
ديگر آنكه رسول ص فرموده است :
« صلوا كما رأيتمونى اصلى »
، يعنى : نماز كنيد چنان كه مرا مىبينيد كه نماز ميكنم .
رسول ص يا برين چيزها سجده كرد كه اين طائفه ميكنند يا نكرد ، اگر نكرد كسانى كه سجده بر اين چيزها ميكنند بايد كه روا نباشد ، و باتفاق رواست ، پس بايد كه رسول ص سجده بر اين چيزها كرده باشد كه اين طائفه ميكنند .
و در جايگاه غصبى نماز روا نباشد .
زيرا كه بودن در جايگاه غصبى و ايستادن در وى معصيت بود ، و قربت در نماز شرط است ، پس بنمازى كه قيام و قعود و ركوع و سجود آن در مكان غصبى باشد ، تقرب بخداى نتوان كرد .
و نماز كردن در جايگاه خفتن اشتران و بستن اسبان و استران ، و خفتن گوسپندان و گرمابهها ، و آتشكدهها ، و در گورستان مكروه است ، و در جامهاى كه برو صورتها باشد ، و در زمين شوره ، و شاهراها ، و چهار جايگاه است كه آن را « بيدا و صلاصل و وادى ضجنان و شقره » گويند هم مكروه است .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 209 211 ) .
جُبّ
- ( اصطلاح اهل ادب و عروض ) و حذف دو سبب از مفاعلن است كه مفا بماند ( رجوع شود به المعجم ص 45 - كشاف