جام تن بشكست و نور مطلق است
عطار گويد :
نيم شبان سيم برم نيم مست * نعرهزنان آمد و دردى شكست
جام مىآورد مرا پيش و گفت * نوش كن اين جام و مشو هيچ مست
چون دل من بوى مى عشق يافت * عقل زبون گشت و خرد زيردست
نعره برآورد و به ميخانه شد * خرقه بخم در زد و زنار بست
شاه نعمت الله گويد :
جام مى آب حياتى خوش بود * خرقهء خود را به آن شوئيم ما
ما و او با هم يگانه گشتهايم * بىدوئيم و ما و تو اوئيم ما
سنائى گويد :
جام مى پر كن كه بىجام ميم انجام نيست * تا بكام او شوى اين كام جز ناكام نيست
ساقيا ساغر دمادم كن مگر مستى كنم * زانكه در هجر دلارامم مرا آرام نيست
اى پسر دى رفت و فردا خود ندانم چون بود * عاشقى ورزيم و زين به در جهان خود كام نيست
جام نيستى
- ( اصطلاح عرفانى ) عبارت از اعيان ثابته است كه بعدم موصوف است .
تركيبات ديگر كه در كتب عرفانى مستعمل است : جام وصال ، جام شهود جام مدام ، جام ايمان ، جام ضمير ، جام صفا . . .
جامهشُوئى
- طرد صفات رذيله است :
مولوى گويد :
آفتابى برآمد از اسرار * جامهشوئى كنيم صوفىوار
تن ما خرقهايست پر تضريب * جان صوفى است معنىدار
جامِد
- ( اصطلاح ادبى و فلسفى ) در لغت مقابل ذائب است جمع آن جوامد است و نزد اهل ادب اسم غير مشتق است مانند مصادر و جز آن و بر غير متصرف از افعال نيز جامد گويند :
( از كشاف ج 1 ص 216 ) .
در فلسفه جامد يعنى جسمى كه ذو نفس ( حيوانى و نباتى ) نباشد .
( از مصنفات بابا جزء اول رسالهء 5 ص 72 ) .
جامِع
- ( اصطلاح ادبى ) يعنى جمعكننده و گرد آورنده و در ادب چيزى است كه موجب شود ميان دو جمله تناسب باشد و آنها را جمع كند مانند « زيد يكتب و يشعر » كه ميان كتابت و شعر تناسب است بخلاف « زيد كاتب و عمرو شاعر » و جامع گاه عقلى است يعنى امرى است كه به سبب آن عقل اقتضاى اجتماع آنها را كند در قوهء مفكره و بالجمله تماثل ميان دو جمله و گاه جامع تضايف است چنان كه بين علت و معلول يا اقل و اكثر و گاه جامع وهم است و گاه تضاد است و يا شبه تضاد و يا خيالى است رجوع شود به ( مختصر المعانى ص 103 - كشاف ج 1 ص 259 ) .
جامِعِ حُروف
- ( اصطلاح ادبى ) كه مركب از تمام حروف تهجى باشد بدون تكرار در يك لفظ و اگر در دو لفظ بود جايز است مثال : اثر وصف غم عشق خطت ندهد خط كسى جز بضلال . رجوع شود به ( كشاف ج 1 ص 250 ) .
جامِعُ الكَلام
- ( اصطلاح ادبى ) نزد شعراء آنست كه شاعر در ابيات خود از حكمت ، موعظت و شكايت روزگار درج كند