133 - شرح منازل ص 49 ) .
بعضى گويند توكل انقياد و تسليم است بقضاء در احكام خدا و بعبارت ديگر تسليم به آنچه خدا خواهد .
و گفتهاند « التوكل استواء القلب عن الوجود و العدم بلا الطرب عند العدم و و الخمول عند الوجود بل الاستقامة مع الله على الحالين ؟ » ( طبقات ص 437 ) .
ابراهيم شيبان گويد : « التوكل سر بين الله و بين العبد و لا ينبغى ان يطلع على ذلك السر أحد » ( طبقات ص 404 ) .
ابراهيم قصار گويد : « التوكل السكون الى مضمون الحق » ( طبقات ص 320 ) معروف گويد « توكل على اللّه حتى يكون هو معلمك و مونسك و موضع سلوكك فان الناس لا ينفعوك و لا يضروك » ( طبقات ص 78 ) .
و گفتهاند « التوكل ان يطمئن قلبك بموعود اللّه » ( از طبقات ص 63 ) عبد الله انصارى گويد : توكل قنطرهء يقين است و عماد ايمان و محل اخلاص ، و سر توكل آنست كه بحقيقت دانى كه بديگر كس چيز نيست و از عليت سود نيست ، عطا و منع كه هست بحكمت است و قسام مهربان بىغفلت است ، نگهبان و كاردان بندگان اوست و كارساز و بندهنواز اوست .
عبد الله بصرى گويد : توكل حال رسول خدا بود و كسب ، سنت رسول خدا بود و آنان كه از حال توكل ناتوانند كسب براى آنها سنت شده است زيرا آنان از درجهء كمال پائيناند ، آن درجت كمالى كه حال حضرت رسول است . پس آنان كه توانا بر توكل باشند كسب آنها را مباح نباشد مگر كسب معاونت نه كسب اعتماد . ( از طبقات ص 214 ) .
تَوكيد
- ( اصطلاح ادبى ) تابعى كه مقصود از آن افهام اين معنى است كه متبوع بر ظاهر خود است و مراد همانست نه غير و كلمات توكيد عبارتاند از نفس و عين « ذات » كه تأكيد معنوىاند و اقتضاء آنها تقرير متبوع است و اين دو كلمه همواره با ضمير متصل به كار برده ميشوند كه مطابق مؤكد ( بفتح ) اند مانند « جاء زيد نفسه » و « جاءت هند نفسها » رجوع به تأكيد شود و رجوع به ( سيوطى ص 165 و مختصر المعانى ص 37 شود . )
تَولِيَت
- ( اصطلاح فقهى ) و توليت والى قرار دادن باشد رجوع به بيع توليه و مساومت شود .
توليت در وقف يعنى تصدى ادارهء امور وقف و متولى كسى است كه متصدى امور وقفى باشد متولى ميتواند مادام الحيات توليت را براى خود قرار دهد و بعد از خود براى هر كسى كه بخواهد . و در صورتى كه ضمن وقف تعيين متولى نكرده باشد آيا توليت با خود اوست يا با موقوف عليهم است يا با حاكم ؟
در مسأله اقوالى است . بنا بر قول به بقاء عين موقوفه بملكيت مالك توليت با خود او است . و بنا بر انتقال آن بموقوف عليهم توليت با آنها است . و در صورت تعارض توليت با حاكم خواهد بود .
واقف ميتواند براى دو نفر يا بيشتر جعل توليت بنمايد .
پس اگر دو نفر از طرف واقف متولى باشند و جعل توليت براى هر يك بطور