قصيدهء ديگر بر وزنى ديگر بيرون آيد .
( رجوع شود به المعجم ص 288 و كشاف ج 2 ص 1450 ) .
در ابدع آرد كه آنست كه اول كلام دلالت بر لفظ آخر كند .
مثال :
گر بهر سوئى زبانى باشدت * شكر يك نعمت نگوئى از هزار
آنچه ديدى برقرار خود نماند * آنچه بينى هم نماند برقرار
رجوع به موشح شود .
تَوشيع
- ( اصطلاح ادبى ) توشيع يكى از انواع اطناب است كه ايضاح بعد از ابهام است و در لغت پيچيدن پنبه زده شده يا بافته باشد و بالجمله آن باشد كه بعد از ذكر تثنيه دو اسمى آرند كه تفسير كند مانند
« يشيب ابن آدم و لا يشيب فيه خصلتان الحرص و طول الامل »
( از مختصر المعانى ص 17 - كشاف ج 2 ص 1482 ) .
در ابدع آرد توشيع در لغت پيچيدن پنبه زده شده است و در اصطلاح آنست كه پيش از قافيه لفظى مثنى آورند و آن را تفسير كنند به دو كلمه كه يكى از آنها قافيه باشد فرخى :
گفتم مرا دو بوسه فروش و بها مخواه * گفتا يكى بجان بخرى و يكى بتن
گفتم دو چيز هست ز روى تو خوبتر * گفتا يكى سخاوت صاحب يكى سخن
گفتم دو طوق بهر گردن افكند * گفتا يكى ز شكر فكند و يكى ز من
( از ابدع ص 212 - 213 ) .
تَوَصُّليّات
- ( اصطلاح اصولى ) و آنچه در تكوين يا تشريع مقدمهاند براى امور يا احكامى ديگر توصليات گويند مانند مقدمات عبادات كه واجباند بوجوب توصلى زيرا منظور بالذات نمىباشند و براى وصول به ذى المقدمهاند چنانچه وجوب مسافرت به حج يا غسل و طهارت و گاه توصليات خود جنبه تعبدى و عبادى هم دارند مانند طهارت و گاه توصليات محضهاند ( از خزائن ص 258 قوانين ص 103 ) .
« قد اشرنا ان وجوب المقدمه من التوصليات و المراد بالواجب التوصلى هو ما علم ان المراد به الوصول الى الغير و ليس هو مطلوبا فى ذاته و لذلك سقط الثواب الامتثال به بفعل الغير ايضا كغسل الثوب النجس للصلاة و بالاتيان به على الوجه المنهى عنه كالغسل بالماء المغصوب و نحو ذلك و هذ هو السر فى عدم اشتراط النية فيها دون الواجبات التى لم يحصل العلم بانحصار الحكمة منها فى شىء او علم ان المراد منها تكميل النفس و رفع الدرجة و حصول التقرب فانها لا تصح بدون النية .
( از قوانين ج 1 ص 103 ) .
تَوفيق
- ( اصطلاح عرفانى و اخلاقى ) توفيق جريان امور است بر وفق مراد و ميل حق و حقيقت و فراهم آمدن اسباب كارست و موهبتى است الهى كه هر كه را ارزانى دارد كارها موافق ارادهء او انجام شود و سالك را به آنچه خواهد برساند .
توفيق را بدايت و وسط و نهايتى است ، بدايت توفيق اسلام است يعنى انقياد كلى كه مستجمع مقامات تفويض و توكل و تسليم و رضاست .
و وسط آن ايمان است به آنچه رسول اكرم آورده است .