تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
به معناى پاك كردن و خوب كردن و تهذيب نفس يعنى پاك كردن درون از رذائل و عبارت از طرد اخلاق ذميمه و عادات ناپسند است و فن تهذيب اخلاق يكى از شعب حكمت عملى است كه عبارت از علم بمصالح شخصى و پاك كردن نفس از رذائل و تحلى آن به صفات خوب است . ( از اخلاق جلالى ص 39 - اخلاق ناصرى ص 55 و ترجمه اراء اهل مدينه ص 222 )

تَهَكُّم

- ( اصطلاح بديعى ) و آنست كه لفظى را در ضد معنى خويش استعمال كنند . براى استهزاء چنان كه مجنون را عاقل و زنگى را كافور گويند و در كلام مجيد است و
« فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ . »
سعدى گويد :
الحق امناى مال ايتام * همچون تو حلال زاده بايند اطفال عزيز ناز پرورد * از دست تو دست بر خدايند طفلان تو را پدر بميراد * تا جور وصى بيازمايند
( از ابدع ص 219 ) .

تَهْليل

- ( اصطلاح فقهى ) و لا إله الا الله گفتن باشد .

تيرگان

- ( اصطلاح گاه‌شمارى ) روز سيزدهم تير ماه است و نام آن روز نيز تير بود و همين طور است در هر ماهى كه آن روز همنامش باشد او را جشن دارند و از اين جهت تيرگان گفتند كه آرش تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب در جنگ بود . ( از التفهيم ص 254 و از آثار الباقيه ص 220 ) .

تُهْمَت

- ( اصطلاح نجومى و اخلاقى ) ابو ريحان گويد : هر كوكبى كه بر او منحستها گرد آيد و بدى حال ، مانند احوال سوختن ( محاق ) و رجعت و و بال و هبوط و زوال و سقوط و زخم و . . . او را متهم دارند به نحوس . ( از التفهيم ص 488 ) . در اخلاق افتراء و نسبت كذب است و يا نسبت گناهى بدون دليل و يا قبل از ثبوت آن .

تَهَوُّر

- ( اصطلاح اخلاقى ) و در طرف افراط شجاعت است و اقدام بود بر آنچه اقدام كردن بر آن جميل نباشد . ( از اخلاق ناصرى ص 83 - اسفار ج 2 ص 38 و رجوع به شجاعت شود ) .

تَيَمُّم

- ( اصطلاح فقهى ) در لغت قصد باشد و در شرع قصد براى طهارت ترابيه است كه شامل مسح صورت و دو دست است
وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً
شرط اساسى آن عدم آب است يا عدم دسترسى بدان و بعد وجود خاك طاهر بجز معادن و مأكولات و ديگر ترس از استعمال آب از جهت جراحت موضع يا فقدان آن جهت حفظ نفوس انسان يا حيوان و يا تنگى وقت در هر حال ترتيب تيمم اين است كه ابتداء كف دست‌ها را بر خاك زند و با دو دست مسح كند بر صورت از رستنگاه موى سر تا اطراف دماغ و بعد مسح پشت دست راست بر كف بطن دست چپ و بالعكس از زند تا اطراف انگشتان و براى تيمم بدل از غسل دو مرتبه دستها را بر خاك زنند يكى براى مسح صورت و دوم براى مسح پشت دستها به ترتيب فوق .
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 611 | سيد جعفر سجادى