ص 268 ) .
توحيد علمى
- ( اصطلاح عرفانى ) توحيد علمى آنست كه بداند كه غير از حق هيچ موجود نيست و اشياء مظاهر حقند و به صورت همه اوست رجوع شود بتوحيد ( از شرح گلشن ص 371 ) .
تَوحيد عَيانى
- ( اصطلاح عرفانى ) رجوع شود به توحيد شهودى و ( از شرح گلشن ص 341 ) .
تَوحيد عَيانىِ كَشْفى
- ( اصطلاح عرفانى ) توحيد عيانى كشفى موقوف بر آنست كه سالك بطريق تصفيه بمقامى برسد كه تعين و هستى وى كه پردهء جمال الهى گشته و مانع مشاهده بوده محو و فانى گشته و بىخود شود و خود را حق ديده بلسان حق ناطق به نطق « انا الحق » گردد رجوع شود بتوحيد شهودى و ( شرح گلشن ص 371 ) .
تركيبات ديگر در معانى فلسفى و عرفانى :
تَوحيدِ اخصُّ الخَواصّ
- رجوع بتوحيد عيانى كشفى شود .
توحيد افعالى ، ، توحيد إلهى ، ، توحيد حالى ، ، توحيد خاصّ ، ، توحيد خواصّ ، ، توحيد ذاتى ، ، توحيد صفاتى ، ،
تَوَدُّد
- تودد به معناى دوست داشتن و محبت است كه عارف بر تمام موجودات به چشم محبت نگرد و همه را مظهر و مجلاى ذات حق بيند .
تَوريَه
- ( اصطلاح عرفانى و فقهى و ادبى ) توريه به معناى ستر و اخفاست كه اهل الله بايد حقايق حال خود را بر اهل ظاهر و مبتديان پنهان دارند تا منكر نشوند .
توريه در ادب و فقه يعنى پوشاندن و پنهان كردن سخن باشد و خفاء مقصود و مطلوب و در نزد اهل ادب از جمله محسنات معنوى است و ايهام هم نامند و آن اطلاق لفظى است كه داراى دو معنى باشد يكى قريب و ديگرى غريب و معنى غريب از آن خواسته شود باستناد قرينهء خفيه مانند
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
كه از استواء معناى بعيد آن كه استيلا است اراده شده است رجوع شود به ( مطول ص 356 ) .
تَوزيع
- ( اين اصطلاح بديعى است ) و آنست كه كلمهء يا چند كلمه را در هر بيت يا مصراع بياورند :
سوزنى گويد :
تا كى ز گردش فلك آبگينه رنگ * بر آبگينهء خانهء طاعت زنيم زنگ
بر آبگينه سنگ زدن فعل ما و ما * تهمت نهاده بر فلك آبگينه رنگ
پيران چنگ پشت و جوانان چنگ زلف * در چنگ جام باده و در گوش بانك چنگ
چنگ اجل گرفته گريبان عمر و ما * ناخوش گرفته دامن آز و امل بچنگ
توسيم
- اين اصطلاح اهل ادب و بديع است و آن بود كه بناى قافيت بر حرفى نهند كه نام ممدوح يا آنچه مقصود شاعر است در آن تنسيق گردد رجوع شود به ( المعجم ص 286 ) .
تَوشيحْ
- ( اصطلاح بديعى ) قصيدهء چند مختلف الوزن كه جملهء آن يك قصيده باشد و چون هر بخش را جداگانه برخوانى