( از شرح لمعه ج 1 ص 38 - 40 ) .
و شرطه عدم الماء او عدم الوصلة اليه او الخوف من استعماله و يجب طلبه من الجوانب الاربعة غلوة سهم فى الارض الخزنه و سهمين فى السهلة و يجب التيمم بالتراب الطاهر و الحجر لا بالمعادن و لا - النورة و الجص . . . و التيمم بالسبخة ( ارض مالحة ) و الرمل . . . و لواجب النية و الضرب على الارض بيديه معامرة للوضوء فمسح بهما جبهته من قصاص الشعر الى اطراف الانف الاعلى باديا بالاعلى . . . ثم ظهر يده اليمنى ببطن اليسرى من الزند الى اطراف الاصابع ثم اليسرى كذلك مبتدا بالزند الى الآخر و مرتين للغسل احدهما يمسح بها جبهته و الاخرى يديه » .
( از شرح لمعه ج 1 ص 40 ) .
در معتقد الاماميه آمده است :
بدان كه تيمم درست نباشد ، و جائز نباشد مگر وقتى كه آب نيابد ، يا آنچه به آب توان رسيدن از آلت ، يا بهاى آن ، يا با وجود خوف از استعمال كردن آب از رنجى ، و بيمارى ، يا تشنگى ، يا دشمن ، يا حاصل بودن علم يا ظن بفايت شدن وقت نماز چون به آب رسد . و روا نبود مگر در آخر وقت نماز .
دليلش آنست كه اين طهارت را كه تيمم است از براى ضرورت مباح كردهاند ، و پيش از تاكيد ضرورت روا نباشد ، زيرا كه امكان دارد كه اين ضرورت زايل گردد .
و روا نباشد تيمم الا بعد از طلب كردن آب در زمين درشت مقدار يك تير پرتاب راه از جانب راست و چپ و پيش .
و اگر زمين نرم باشد مقدار دو تير پرتاب طلب بايد كرد . دليل بر اين آنست كه هر كس با طلب آب تيمم كند و نماز كند ذمتش بيقين برى شود بىخلاف ، و اگر طلب نكند در برائت ذمت وى خلاف است .
پس احتياط آنست كه پس از طلب كردن آب تيمم كند .
و چون تيمم كرد و در نماز شروع كرد ، آنگه در اين ميانه آب پديد آمد ، بر وى واجب بود كه نماز تمام كند ، و از نماز بيرون نيايد ، زيرا كه اين تيمم در آخر وقت مىبايد كرد . و چون در آخر وقت تيمم كرده باشد ، در نماز ايستاده اگر بازگردد و وضو كند يا غسل ، وقت نماز بگذرد ، و به قضا افتد .
و كيفيت تيمم آنست كه : بدل بينديشد كه تيمم ميكنم ببدل وضو تا مرا مباح بود نماز كردن واجب قربة الى الله . آنگه هر دو دست بر آنچه تيمم مىكند از زمين و خاك و غير آن زند ، آنگه بيفشاند ، و مسح كند بهر دو دست از رستنگاه موى سر تا كنار بينى ، آنگه بدست چپ مسح پشت دست راست كند از سر رش تا بسر انگشتان .
آنگه به كف دست راست پشت دست چپ را دليل بر آنكه يك بار دست بر خاك زدن بيش واجب نيست ، آنست كه خداى تعالى فرموده است :
فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ
، و هر كس كه يك بار مسح كند امتثال فرمان كرده باشد .
و دليل بر آن كه اين مقدار بيش واجب نيست مسح كردن ، آنست كه گفت :
« فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ »
و فائده « با » درين آيت تبعيض است ، يعنى : بعضى از رويها و دستهاى خود را مسح كنيد ! و ترتيب و موالات در تيمم واجب است ، چنان كه در وضو .