تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
وز نماى سوى حيات و ابتلا * باز سوى عقل و تمييزات خوش باز سوى خارج اين پنج و شش * از جمادى مردم و نامى شدم وز نما مردم ز حيوان سرزدم * مردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم * جملهء ديگر بميرم از بشر تا برآرم از ملائك بال و پر * وز ملك هم بايدم جستن ز جو كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ * بار ديگر از ملك قربان شوم آنچه اندر وهم نايد آن شوم * پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انا اليه راجعون * مرگ دان آن كاتفاق امت است كاب حيوانى نهان در ظلمت است

تكبر

- ( اصطلاح اخلاقى ) يكى از صفات رذيله است و گفته‌اند « تكبر المطيعين على العصاة بطاعتهم شر من معاصيهم و اضر عليهم » ( طبقات ص 333 ) .

تكبيرات

- ( اصطلاح فقهى ) تكبيرات عبارتند از « الله اكبر الله اكبر لا إله الا الله و الله اكبر . . . . . »

تكبيرة الاحرام

- ( اصطلاح فقهى ) و الله اكبر گفتن است كه مقارن با نماز است و بواسطهء آن داخل در نماز مىشود و آن انسان را محرم مىكند و بر او حرام مىشود كارهائى كه منافى با نماز باشد ( از شرح لمعه ج 1 ص 63 ) . يعنى تكبيرى كه بوسيله آن انسان محرم بكسر مىشود .

تكبيرات افتتاحيه

- ( اصطلاح فقهى ) و قبل از دخول در نماز مستحب است شش تكبير گويد كه باضافه تكبيرة الاحرام هفت تكبير مىشود و آنها را تكبيرات افتتاحيهء نماز گويند كه بايد شش مرتبه « الله اكبر » بگويد و در مرتبهء هفتم قصد تكبيرة الاحرام كند و داخل در نماز شود .

تَكَثُّرِ در انواع

- ( اصطلاح فلسفى ) عبارت از انواع مختلف باشد . چون هر جنسى متنوع مىشود و تقسيم بانواع گوناگون مىشود . فارابى گويد : تكثر اگر در انواع باشد بواسطهء تكثر ماهيات است و اگر عددى باشد بواسطهء تكثر در اعداد بود و در جوهر اشياء بواسطهء ماده و لواحق ماده بود و اگر در اعراض باشد بواسطهء موضوعات بود .

تِكْرارُ الضَّوابط

- ( اصطلاح اشراقى ) و منظور اين است كه تمام حركات و سكنات و حوادث و وقايع دورى بعد از دورى و كورى بعد از كورى تكرار خواهد شد . ( رجوع شود به حكمة الاشراق ص 238 ) .

تَكْرير

- ( اصطلاح ادبى ) تكرير و تكرار در فن معانى بيان از انواع اطناب باشد و ابلغ از تأكيد است و از محاسن فصاحت است و فائده آن تقرير و تأكيد و زيادت تنبيه باشد مانند
« قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا »
كه حرف ندا تكرار شده است و يا در موقعى كه كلام طولانى است از جهت خوف از فراموشى تكرار كند مانند «
وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
X
. . . تا
X
فَلَمَّا جاءَهُمْ ما