تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
است زيرا كمال احتياج به طول زمان دارد و حيوانات آبى وجودا قبل از حيوانات بيابانى بوده‌اند ، بيانى ديگر دارند كه اين معنى را افاده مىكند كه پس از حيوانات تام الخلقه آدم بوجود آمد و بالاخره حيوانات را بر انسان وجودا مقدم ميدانند پس مقايسهء بين حيوانات و انسان كرده‌اند و مقايسهء بين حيوان و نبات ، سپس بحث مفصلى در باب حيوانات و انسان كرده و از زبان حيوانات چهارپا و طيور حكاياتى نقل كرده‌اند ( رجوع شود برساله پنجم از جسمانيات ص 147 - 298 ) .

تَلاصُق

- ( اصطلاح فلسفى ) تلاصق يعنى بهم چسبيدن و عبارت از برخورد دو سطح دو چيز است با يكديگر بطورى كه ميان آن دو فاصلهء نباشد . ( از شفا ج 1 ص 84 ) .

تَلْبيس

- ( اصطلاح عرفانى و اخلاقى ) و نمودن چيزى را بخلاف واقع به خلق باشد و اين صفت را جز حق تعالى محال باشد و ناپسند كه كافر را نعمت مؤمن مينمايد و مؤمن را نعمت كافر تا وقت اظهار حكم وى باشد و هر كس خصال مذمومه را بپوشاند به صفات محموده گويند تلبيس مىكند و نفاق و ريا را تلبيس نخوانند هر چند در اصل تلبيس باشد . ( از شرح تعرف ج 3 ص 131 - كشف - المحجوب ص 57 - لمع ص 271 ) .

تَلْبياتِ ارْبَع

- ( اصطلاح فقهى ) تلبيات اربع يعنى لبيك گفتن براى احرام كه چهار تلبيه بايد گفته شود و صيغه آن « لبيك اللهم لبيك لبيك ان الحمد و النعمة و الملك لك لا شريك لك لبيك » است .

تَلَف

- ( اصطلاح عرفانى ، فقهى ) عبارت از هلاك است ، حقيقت آن اندكاك حس است در خمود طبع نزد سلطان حال . ( شطحيات ص 520 ) . در فقه تلف مال غير باشد كه به عنوان عاريت يا غير آن مأخوذ شده باشد يا مال خود شخص .

تَلَفِ قَبل از قَبْض

- ( اصطلاح فقهى ) قبض و اقباض يعنى دادن و ستدن در معاملات پس از انجام تشريفات معامله و اجراى عقد معامله قبض و اقباض شرط است يعنى اينكه مثلا فروشنده متاع را تحويل خريدار دهد و خريدار بها را البته در مبادلات حال و معجل در صورت تخلف از قبض و اقباض و يا تلف متاع مورد مبادله احكامى دارد . در كليات حقوقى آمده است : - مالى كه فروخته شده و هنوز بقبض مشترى درنيامده اگر تلف شود تلف آن از مال فروشنده است يعنى زيان آن دامنگير او خواهد شد ، و از اين قاعده در لسان فقهاء به اين طور تعبير شده كل مبيع تلف قبل قبضه فهو من مال البائع . و لا محاله ، عقد منفسخ است و لازمه انفساخ عقد برگشت هر مالى است به صاحبش . انحلال عقد ممكن است از حين تلف باشد يا از حين عقد . بر تقدير اول نماء بين عقد و تلف متعلق ببايع است و بر تقدير ثانى متعلق به مشترى است . ( كليات حقوقى 28 ) . اصولا تلف هر چيزى در غير مورد تعدى و تفريط راجع به مالك است و لكن بر خلاف قاعده تلف مبيع قبل از قبض بر حسب مستفاد از حديث نبوى « كل مبيع تلف قبل قبضه