أَوْفُوا »
و مانند
« كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ »
( از مختصر المعانى ص 118 - كشاف ج 2 ص 1247 ) .
در ابدع آرد . تكرار :
آنست كه گوينده لفظى را براى تأكيد يا مدح . . تكرار كند مانند :
مسلمانان مسلمانان مسلمانى مسلمانى * و زين آئين بىدينان پشيمانى پشيمانى
*
اى سنائى عاشقى را درد بايد درد كو * بار جور نيكوان را مرد بايد مرد كو ؟
در زواياى خرابات از چنان مردان هنوز * چند گوئى مرد هست و مرد هست آن مرد كو
ز آتش و از باد و آب و خاك ايشان يادگار * يك فروغ و يك نسيم و يك نم و يك گرد كو
( از ابدع ص 179 - 180 ) .
تَكْفير
- ( اصطلاح كلامى و فقهى ) نسبت به كفر دادن باشد و اطلاق شود بر گذاردن يكى از دو دست را بر روى ديگرى در حال نماز كه تكفير گويند و آن در نزد شيعه مبطل نماز است مگر در حال تقيه به آنكه در مجمع اهل تسنن باشد .
تَكْفين
- ( اصطلاح فقهى ) كفن كردن ميت را گويند و آن در اسلام از واجبات كفائى است كه با انجام يك نفر و عهدهدار شدن او از عهده ديگران برداشته مىشود ( از الفقه على ص 368 ) .
تَكْليف
- ( اصطلاح كلامى ، فقهى ) تكليف نزد اصوليان عبارت از الزام فعل است كه در آن دشوارى و مشقت و سختى باشد و بنا بر اين مندوب و مباح و مكروه از احكام تكليفى نخواهند بود زيرا الزامى در آنها نيست و گفته شده است كه تكليف اعتقاد و التزام به احكام الله است و بنا بر اين احكام پنجگانه همه تكليفى ميباشند ( از كشاف ج 2 ص 1255 ) .
تَكْليفِ ما لا يُطاق
- ( اصطلاح كلامى ) يعنى تكليفى كه از حدود قدرت و توانائى خارج باشد كه مشمول قاعده عسر و حرج مىباشد و در اسلام احكام حرجى نيست و بنا بر اين تكليف ما لا يطاق نشده است و بدين جهت است كه احكام ثانوى پديد آمده است در موقع عسر از احكام اولى .
تَكْليفِ فِعْلى
- ( اصطلاح كلامى ، فقهى ) در مقابل انشائى است و از لحاظ مفاد هم مقابل تكاليف اعتقادى است و هم تكاليف انشائى و هم آنچه بالقوه است لكن در اينجا منظور مقابل انشائى است و هم ميتواند مقابل اصول اعتقادات باشد و بهر حال در كتاب معتقد الاماميه در باب اعتقاد اماميه نسبت به تكليف آمده است كه :
اعتقاد كردهاند كه تكليف حسن است ، و آن تعريض منافعى است كز تكليف نتوان يافت . و بىاستحقاق رسانيدن به آن منافع حسن نباشد و قبيح باشد ، چنان كه قبيح است آحادى را از امت با پيغمبر خداى در تعظيم و ثواب برابر داشتن ، و جاهلى را با عالمى يكسان گردانيدن .
و كافر مكلف است بايمان باجماع مسلمانان . و اعتقاد اين طائفه آنست كه :
كافر مخاطب است بعبادات از نماز و روزه و زكات و حج و غير آن .
و دليل برين آنست كه ، آنچه شرائط تكليف است از حياة و قدرت و آلت و عقل و نصب دليل و تمكين و شهوت قبيح و نفرت از حسن اين همه كافر